داستان برمیگرده به سال ۱۹۴۵؛ آخرین ماههای جنگ جهانی دوم.
آلمان شکست خورده بود، اما در آن سوی دنیا جنگ ادامه داشت. ژاپن همچنان میجنگید و حاضر به پذیرش تسلیم بیقیدوشرط نبود. آمریکا هم خودش را برای حمله زمینی گسترده به جزایر اصلی ژاپن آماده میکرد؛ حملهای که احتمال میرفت تلفات بسیار سنگینی برای هر دو طرف داشته باشد.
در همین زمان، آمریکا سلاحی ساخته بود که تا آن روز بشر چیزی شبیهش را ندیده بود: بمب اتم.
۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵، نخستین آزمایش موفق بمب اتم در صحرای نیومکزیکو انجام شد. حالا آمریکا با یک تصمیم تاریخی روبهرو بود: آیا از این سلاح علیه ژاپن استفاده کند یا نه؟
۲۶ ژوئیه، آمریکا، بریتانیا و چین در «اعلامیه پوتسدام» از ژاپن خواستند تسلیم شود و هشدار دادند که در غیر این صورت با «نابودی سریع و کامل» روبهرو خواهد شد. ژاپن تسلیم نشد.
صبح ۶ اوت ۱۹۴۵، بمبافکن آمریکایی Enola Gay بر فراز هیروشیما ظاهر شد. حدود ساعت ۸:۱۵، بمب Little Boy رها شد و هیروشیما در یکی از مخربترین انفجارهای تاریخ فرو رفت. دهها هزار نفر در همان ابتدا کشته شدند و آتش، موج انفجار و تشعشعات در ادامه قربانیان بیشتری گرفت.
اما ژاپن هنوز تسلیم نشده بود. سه روز بعد، ۹ اوت، بمب دوم یعنی Fat Man بر فراز ناگازاکی منفجر شد و دهها هزار نفر دیگر جان باختند. همان روز، شوروی نیز وارد جنگ علیه ژاپن شد و به نیروهای ژاپنی در منچوری حمله کرد؛ اتفاقی که در محاسبات رهبران ژاپن اهمیت زیادی داشت.
حالا ژاپن با دو شهر ویرانشده، ورود شوروی به جنگ و ادامه جنگی روبهرو بود که میتوانست کشور را به ویرانی بیشتری بکشاند. در داخل حکومت ژاپن بر سر تسلیم اختلاف وجود داشت، اما در نهایت امپراتور هیروهیتو وارد ماجرا شد.
۱۵ اوت ۱۹۴۵، مردم ژاپن برای نخستین بار صدای امپراتور را از رادیو شنیدند. او اعلام کرد که ژاپن شرایط تسلیم را میپذیرد.
جنگ عملاً تمام شده بود؛ اما پایان رسمی چند هفته بعد اتفاق افتاد. ۲ سپتامبر ۱۹۴۵، نمایندگان ژاپن روی عرشه ناو USS Missouri در خلیج توکیو سند تسلیم را امضا کردند و جنگ جهانی دوم رسماً به پایان رسید.
🆔
@innernote1