الگوریتمها بیشتر چیزهایی را نشان میدهند که قبلاً به آنها واکنش نشان دادهایم؛ در نتیجه ممکن است کمکم فقط یک روایت خاص از یک موضوع را ببینیم.
تکرار زیاد هم یک اثر عجیب دارد؛ یک ادعا ممکن است آنقدر تکرار شود که فقط به خاطر آشنا بودن، درست به نظر برسد؛ حتی اگر واقعاً درست نباشد.
وقتی چند هزار نفر یک حرف را تکرار میکنند، ناخودآگاه ممکن است با خودمان بگوییم:
«پس حتماً درسته...»
از طرفی، محتوای ترسناک، خشمآور و جنجالی معمولاً توجه بیشتری میگیرد. نتیجه میتواند شکلگیری چیزی باشد که به آن حباب اطلاعاتی میگویند؛ جایی که تقریباً هر چیزی که میبینیم، عقیده قبلیمان را تأیید میکند.
بعضی کانالها هم از این فضا سوءاستفاده میکنند؛
یک خبر نصفه، یک شایعه، یک تیتر اغراقآمیز یا حتی یک واقعیت را بدون زمینه منتشر میکنند و آن را طوری نشان میدهند که انگار فاجعهای در راه است.
برای تغییر نگاه یک انسان، همیشه لازم نیست به او یک دروغ بزرگ بگوییم.
گاهی کافی است فقط بخشی از واقعیت را مدام تکرار کنیم و بخش دیگری را اصلاً نشان ندهیم.
به همین دلیل شاید یکی از مهمترین مهارتهای این دوره این باشد که گاهی از خودمان بپرسیم:اینترنت قرار بود پنجرهای به دنیا باشد؛
««اگر تمام چیزهایی که امروز در اینترنت دیدم، فقط نتیجه انتخاب الگوریتم بوده باشد، چه بخشهایی از واقعیت را اصلاً ندیدهام؟»»
حواسمان باشد تبدیل به اتاقی نشود که فقط یک تصویر از دنیا را به ما نشان میدهد.
🆔 @innernote1