محمود درویش:
میانِ ریتا و چشمانم… تفنگی ست.
و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلیست
نماز میگذارد!…
و من ریتا را بوسیدم
آنگاه که کوچک بود
و به یاد میآورم که چه سان به من درآویخت.
و بازویم را، زیباترین بافته ی گیسو فرو پوشاند.
و من ریتا را به یاد می آورم
به همان سان که گنجشکی برکه ی خود را به یاد می آورد
آه… ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعده های فراوانی
که تفنگی… به رویشان آتش گشود
پی نوشت : محمود درویش و ریتا عاشق همدیگر بودند ریتا یهودی اسرائیلی و محمود وطن پرست فلسطینی ریتا به ارتش اسرائیل پیوست و محمود درویش چنین نوشت
🆔 @innernote1
Post #1021
433
- 💔 6
- ❤ 4
- 😢 1