میدونی؛ نمیتونی کسی رو که دوسش داری به زور پیشِ خودت نگه داری. یعنی اگه بتونی هم به زور نگهش داری، نمیتونی به زور عاشقش کنی! یعنی یهو به خودت میای میبینی هرروز یه چیزی گوشهٔ قلبِ صاحب مردهات داره بهت میگه داری با دروغ زندگی میکنی! من زندگی کردن با قلبی که از دروغ درد میکنه رو بلد نیستم. ترجیح میدم خالیش کنم، اینجوری جا واسه نفرت هست. من میخوام از کسی که عاشقشم، جونمه زندگیمه متنفر بشم؛ میتونم؟
[خاتون]