هيجانات بهعنوان تابلوهای راهنمای درونی ما عمل میکنند. در واقع هيجانات، ما را راهنمایی میکنند که چگونه رفتار کنیم، از چه چیزی اجتناب کنیم، و به دنبال چه چیزی برویم. هيجانات، راهی راهی برای برچسب زدن به محرک خاصی برای اطمینان از اینکه آنها درمان اولیه را دریافت میکنند و به طور مناسبی پاسخ میدهند هستند. هيجانات به محرک و موقعیتهایی مربوط میشوند که در آنجا ارزش حیاتی ذاتی وجود دارند.
🔣 نقش هيجانات:
هیجانات نقش اساسی در هدایت رفتار اجتماعی در اکثر گونههای اجتماعی شامل انسانها و نخستیها بازی میکنند ناگفته پیداست که زندگی گروهی دارای مزایای حیاتی گوناگون است این موضوع میتواند به صورت ایجاد امنیت برای اعضا گروه و همکاری میان آنها باشد یا موجب اشتراک منابع محدود شود.
🟡 تعامل با جهان اطراف:
همچنین تعجب آور نیست که هیجانات تصمیمگیری اجتماعی را هدایت میکنند. چگونه مغز هیجانی در موقعیتهای اجتماعی به شیوه جدید به کار گرفته میشود و تنفر اخلاقی ممکن است، وجه مشترکی با تنفر مربوط به آلودگی داشته باشد به طور مثال اگر شخصی پاداش ۱۰ دلاری را با همکاری دیگر افراد برنده شود نسبت به زمانی که مقدار پاداش بدون مشارکت با دیگران به دست آمده باشد مدار پاداش در مغز او را او را بیشتر فعال میکند، گویی عمل مشارکت نیز برای خود شخصی که پاداش محسوب میشود.
🔺 عوامل دخیل در مغز اجتماعی و هیجانی:
به هر حال ما برده هیجانات نیستیم، ما همیشه بر اساس غرایز درونی خود عمل نمیکنیم و نمیتوانیم کنترل شناختی غیر عاطفی برای راهبری به مدیریت خود به کار بگیریم علاوه بر این تفکر در مورد نیات، تمایلات، و باورهای دیگران از طریق در نظر گرفتن دیدگاه ذهنیسازی به شبکه مغزی نسبتاً متنوعی که درگیر ارزیابیهای هیجانی است مربوط میشود.
🔼در پستهای قبل درباره:
نظریه ذهن یا Tehory of Mind
یکی از تواناییهای مهم اجتماعی که در تعاملات روزانه ما نقش بازی میکند از طریق تئوری ذهن میتوانیم احساسات، افکار، هيجانات شخص دیگر را درک کنیم به این نحو کارکرد در سیستم بازنمایی ما از جهان پیرامون و افرادی که با آنها تعامل داریم نظریه ذهن میگویند.
دکتر دِن سیگل درباره فرآیند نورون آینهای در رفتار ما توضیحاتی میدهد.
نورونهای آینهای
اوایل دهه ۱۹۸۰، ریزولاتی و همکارانش به بررسی شلیک های یک عصب در مغز میمون ماکاک در ناحیه F5 مغز، که تقریبا مشابه منطقه بروکا در انسان است پرداختند (BA 45-44). آنها دریافتند زمانی میمونها شیئی را چنگ میزدند، نورونهای مشخصی شلیک میکردند و هنگامی که میمونها، حیوان دیگری (میمون یا انسان) را حین چنگ زدن شیئی مشاهده میکردند، باز همان نورونها شروع به شلیک میکردند.
تئوری ذهن از زبان Uta Frith روانشناس و نوروساینستیست شناختی دانشگاه کالج لندن
#️⃣#IDS_Psy
#️⃣#IDSchools
#️⃣#CBMM
✉️@IDS_Psy
✉️@IDSchools