Shopaholic
(معنای تحتاللفظی: معتاد به خرید | معنای کنایهای: کسی که نمیتواند جلوی خودش را در خرید کردن بگیرد)
جمله مثال:
“She is such a shopaholic; she says she’s just looking, but she always comes out with ten bags!”
(اون واقعاً معتاد به خریده؛ میگه فقط داره نگاه میکنه، ولی همیشه با ده تا ساک بیرون میاد!)
Post #7905
100

- 👍 1