🔰مولف «عملیات عطش» در گفتوگو با ایبنا:
شکاف میان سپاه و ارتش در تنگه ابوقریب
🔸جواد کلاته عربی، مولف«عملیات عطش» گفت: در ماجرای تنگه ابوقریب هم نمونههایی از این نگاه را میبینیم. رزمندگان در مسیر حرکتشان با نیروهای ارتشی مواجه میشوند که در حال عقبنشینی هستند؛ خودروها و نیروهایی را میبینند که از منطقه بر میگردند. تمام این اتفاقات نه صرفا از جانب یک رزمنده بلکه از چندین نفر شنیده شده است و همین روایتهای متعدد بخشی از تصویری است که آنها از عملکرد ارتش در آن مقطع داشتند.
🔸من ادعا نمی کنم آنچه در کتاب آمده، عین واقعه و دقیقاً همان چیزی است که در میدان اتفاق افتاده است؛ اما با اطمینان میتوانم بگویم بر اساس خاطرات این تعداد از افراد، تلاش کردیم به منطقیترین و معقولترین روایت ممکن از واقعه برسیم. البته بعضی از رزمندگان گردان عمار، به ویژه تعدادی از اعضای گروهان شهید رجایی، نسبت به روایت کتاب نقد و نارضایتیهایی داشتهاند و معتقدند کتاب با آنچه انتظار داشتهاند، متفاوت است. من بارها به این دوستان گفتهام که طبیعی است نتوانم نظر تکتک افراد را تامین کنم؛ چون هر کس واقعه را از زاویه خودش دیده و پس از گذشت حدود ۴۰ سال، بخشی از آن تجربه در ذهن او باقی مانده است.با این حال، همیشه تاکید کردهام که درباره نقدها و ابهامها پاسخگو هستم و حتی پیشنهاد دادهام دوستانی که نسبت به روایت کتاب نقد دارند، در جلسهای حاضر شوند تا درباره موارد مورد اختلاف با یکدیگر گفتو گو کنیم. در نهایت، ادعای من این است که با تکیه بر خاطرات تعدادی از این رزمندگان از یک واقعه واحد، به منطقیترین و معقولترین روایتی که امکان دستیابی به آن وجود داشته، رسیدهایم.
🔸️نبود تصاویر مستقیم از خود عملیات، برای من در فرآیند تاریخ شفاهی و مستندنگاری، چالش تعیین کنندهای ایجاد نکرد. طبیعتاً اگر تصاویر و اسناد تصویری در اختیار داشته باشیم، بسیار کمک کننده بود؛ چون به پژوهشگر فضا، نگاه و تصویر میدهند و امکان درک بهتر موقعیت را فراهم میکنند. من هم از همان فیلم ۲۶ دقیقهای که در اختیار داشتم استفاده کردم. اما به نظرم تعدد راویان تا حد قابل ملاحظهای این خلاء را جبران کرد. تفاوت زیادی وجود دارد بین اینکه بخواهیم درباره یک واقعه در طول یکسال یا یک عملیات طولانی مدت پژوهش کنیم. این تمرکز زمانی و تعدد راویان، بخش زیادی از نیازهای اطلاعاتی ما را برطرف کرد.به همین دلیل در کتاب جزئیات زیادی از واقعه آمده است. این جزئیات حاصل تخیل نویسنده نیست؛ بلکه برگرفته از تجربیات و مشاهدات راویان است. سعی کردم هر کدام از آنها را تا حد امکان با حفظ حتی حس و حال در آن لحظه ثبت کنم. همه این عوامل دست به دست هم دادند تا بتوانیم تصویری نسبتاً دقیق از فضای عملیات ارائه دهیم.
🔸️من در این کتاب قرار نیست درباره همه اتفاقات جنگ قضاوت کنم. موضوع کتاب مشخص است. ما یک واقعه محدود را در یک بازه زمانی مشخص، یعنی ۲۴ ساعت روایت میکنیم. هر خوانندهای هم آزاد است بر اساس آنچه میخواند، برداشت و قضاوت خودش را داشته باشد. ملاحظه من به عنوان مولف و پژوهشگر این بوده که اگر درباره روایت، سوال یا شبهه منطقی وجود دارد، تا حد امکان برای آن پاسخ و مستند پیدا کنم. یکی از همین موارد، روایت مربوط به نیروهای ارتش بود. ممکن است در ذهن مخاطب تداعی شود که روایت صرفاً نگاه رزمندگان گردان عمار و نیروهای سپاه و بسیج به ارتش است و شاید یکطرفه باشد. برای پاسخ به این مساله تلاش کردم سراغ روایت و سندی از خود ارتش بروم و همانطور که اشاره کردم به سراغ خاطرات مرحوم امیر رزمی رفتم و واقعه ابوقریب را از دید یک فرمانده ارتشی بررسی کردم. برای من مهم بود که یک گزارش میدانی و عینی از زبان فرماندهای حاضر در صحنه پیدا کنم. به نظرم این روایت میتوانست پاسخی به این شبهه باشد که کتاب صرفاً براساس نگاه رزمندگان گردان عمار نیست؛ حتی برای اینکه روایت محدود به یک یگان نباشد، یا یکی از رزمندگان لشکر ۷ولیعصر نیز گفتوگو کردم.
ibna.ir/x6Kk2
@ibna_official
Post #32110
176