🔰نگاهی به اثری از ادواردو اینفانته؛
لذتها و سرگرمیهایِ فرساینده
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۱
🔸دیوگنس باور داشت انسان باید در تصمیمگیری از عقل پیروی کند اما خیلی از انسانها گاهی در اثرِ نظرِ دیگران یا لذتها از مسیر خارج میشوند. کلبیان زندگیِ طبیعی را زیرِ روشنایی عقل تصور میکردند «مبارزهای دائم برای نیفتادن در دام حماقت و مرام مردمپسندانه» آنتیستنس و دیوگنس مدام میگفتند «آدمی را یا عقل باید تا با آن زندگی کند یا ریسمانی تا با آن خویش را به دار آویزد.»
🔸اینفانته باور دارد که فلسفهیِ کلبی چون در نبردِ اندیشهها شکست خورده و نتوانسته تاریخِ خودش را روایت کند «یا حتی بدتر از این، بازگویی تاریخش به قلم پیروزمندان بود» به سخره گرفته شده، اما چرا؟ او مینویسد:«چون فیلسوف کلبی مرتکب گناه نابخشودنی ریشخندکردن آموزههای مقدس شده است... از همان آغاز، پادشاهان فلسفه کلبیان را نادیده گرفتند، ایشان را ساکت کردند، سخنانشان را تحریف نمودند، از آنان کاریکاتور ساختند یا صراحتاً از ایشان سلب صلاحیت کردند تا پیام آزادیِ آنان، انتقاد اجتماعیشان و شیوه فلسفیدنشان را خفه کنند... بعضی از اپیکوریان و پدران کلیسا (پیشگامان گروه مقابل کلبیگری) دیدگاههای این فیلسوفان خطاکار را برای ما نقل کردهاند، اما مقصودشان دشنامدادن به ایشان، کاریکاتوریکردن آنان و مسخرهکردنشان بوده است.»
🔸همانطور که میخوانیم «کلبیگری ترانهای برای زندگی طبیعی است... شادبودن، در زندگیِ هماهنگ با طبیعت است و نه در زندگیکردن مطابق نظرهای عوام مردم؛ گواه این مطلب آن است که حتی گیاهان و البته حیوانات، هنگامی خوش هستند که هر کدام بدون مانع و مشکل به آن غایتی که سازگار با طبیعتشان است برسند... نه عقاب و نه درخت موز، و نه هیچ جانور و گیاهی در این خیالِ بیهوده نیست که پرها یا برگهایش زرین باشند... بلکه آراسته به همان صورت طبیعی هستند که از آغاز بودهاند... همگان نیز آنان را خوش و بینیاز از چیز دیگر به شمار میآورند. اکنون که چنین است، چرا نامعقول و مضحک نباشد وقتی انسانی خود را به رنج میافکند تا سعادت را در جایی دیگر بجوید و میپندارد که ثروت، نسبت، قدرت دوستانش و در نهایت چیزهایی از این قبیل ارزشی راستین دارند؟»
ibna.ir/x6Kk4
@ibna_official
Post #32105
90