🔰گفتوگو با سیدقاسم یاحسینی درباره ناگفتههای خاطرات آزادگان؛
«کلیشهگرایی» قاتل ادبیات جنگ و ادبیات اسارت است
🔸قاسم یاحسینی،پژوهشگر و تاریخنگار گفت: تجربه به من نشان داده که اگر یک اثر بتواند از چارچوبهای بومی و نگاههای کلیشهای عبور کند و با یک مسئله انسانی ارتباط برقرار کند، امکان ارتباط با مخاطب خارجی را هم دارد. اما این اتفاق نیازمند نوع دیگری از نگاه به روایت است
🔸️حقیقت این است که آنقدر مواد و متریال کار داریم که کمتر به تحلیل آنها پرداختهایم. ما صدها کتاب درباره خاطرات اسرا داریم، اما مثلاً کتابی که این خاطرات را از نظر روانشناختی تحلیل کند یا وضعیت اسارت را از منظر روانشناسی و جامعهشناسی زندان بررسی کند، بسیار کم است؛ اگر بگویم وجود ندارد، اغراق نکردهام.
🔸️دلیلش این است که ما بروندادهای عقلانی و تحلیلی نسبت به این قضایا نداریم. دانشگاههای ما اساساً با این مسئله ارتباطی ندارند و فضای گفتوگوی روشنفکری حاکم هم به نادیده گرفتن این موضوع کمک میکند.
🔸️از سوی دیگر، ما در حال حاضر ناشر مستقلی که بند نافش به دولت وصل نباشد و درباره جنگ ایران و عراق، خاطرات رزمندگان و خاطرات اسرا کار کند، تقریباً نداریم. درصد بالایی از ناشرانی که این کتابها را منتشر میکنند، یا دولتی هستند یا به نوعی به دولت وابستگی دارند.
🔸مشکل فقط این نیست که جوان امروز کتاب دفاع مقدس نمیخواند؛ باید پرسید آیا ما اساساً کتابی تولید کردهایم که با تجربه زیسته و جهان ذهنی او ارتباط برقرار کند؟ ما اغلب از مخاطب میخواهیم خودش را با ادبیات تولیدشده تطبیق دهد، در حالی که نویسنده و ناشر باید زبان مخاطب را بشناسند. وقتی این ارتباط برقرار نشود، طبیعی است که کتاب تولید شود، اما خوانده نشود و گفتوگو میان اثر و مخاطب شکل نگیرد. بعید میدانم تعداد زیادی از کتابهای مربوط به آزادگان و اسرا امروز خواننده جدی داشته باشند، چون ما با نسل مخاطب فعلی، خصوصاً نسل Z، هیچ ارتباطی نداریم. ما با زبان آنها صحبت نمیکنیم و آنها هم نمیفهمند ما چه میخواهیم بگوییم.
🔸زاویههایی که ما معمولاً انتخاب کردهایم، کلیشهای، سیاهستیز، بهشدت ایدئولوژیزده، تبلیغاتی و در مواردی شبیه گزارش سالانه به مقامات بالاست. من این حرف را بهعنوان کسی میزنم که نزدیک به ۳۰ کتاب در حوزه دفاع مقدس منتشر کردهام. من اپوزیسیون نیستم که این حرفها را بزنم؛ آسیبشناسی میکنم. البته همین آسیبشناسی برای بسیاری از تولیدکنندگان ما سنگین است و ممکن است موجب طرد آدم شود. اگر نویسنده خوب داشته باشیم، حتی از یک زاویه تکراری هم میتوان اثر جذابی خلق کرد. وقتی سراغ پروندهها و خاطرات اسرا میرویم و نگاه ایدئولوژیک، نگاه دولتی و نگاه گزارش به مقامات بالا را کنار میگذاریم و نگاه انسانی پیدا میکنیم، میبینیم این خاطرات سرشار از حرفهای ناگفتهاند و ظرفیت بسیار زیادی دارند.
🔸️ما کمتر متنی داریم که مثلاً اشاره کند فلان آزاده متواری شده یا در شرایطی، برای به دست آوردن یک تکه نان بیشتر، همدیگر را لو دادهاند. اینها مسائل دردناکی است که باید روایت شوند، اما معمولاً خاموش میمانند. در وهله اول، خود راوی اینها را فراموش یا سرکوب میکند. بعد سیستم تبلیغاتی موجود نیز اجازه ثبت این مسائل را نمیدهد. سیستم تبلیغاتی موجود، خاطرات رزمنده و اسیر ما را «پاستوریزه» میخواهد.
ibna.ir/x6Kh6
@ibna_official
Post #32103
164