🔰جایگاه انسان در جهانبینیِ ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی؛
اما اکنون نوبت انسان است!
داستان باستان - ۴
🔸علی نیکویی نوشت: انسان در نبرد کیهانی در جبههای ازپیشتعیینشده و بدون امکان انتخاب قرار ندارد؛ جایگاه او با انتخابهای اخلاقی خودش شکل میگیرد؛ در جهان ایرانیِ زرتشتی سرنوشت کیهان فقط در آسمان رقم نمیخورد، بخشی از آن در انتخاب هر انسان تعیین میشود.
🔸اگر انسان را در چارچوب کلی آفرینش زرتشتی بررسی کنیم نخستین نکته آن است که او موجودی بیرون از نظمآفرینش نیست؛ انسان در درون جهانی قرار دارد که اهورامزدا آن را بر پایهٔ راستی، نظم و زندگی پدید آورده است، در سنت اوستایی واژههایی چون mərəta و صورت متأخرتر martiya برای اشاره به انسان به کار میروند و در متون پهلوی نیز صورتهایی چون mardōm همین مفهوم را دنبال میکنند. اهمیت این واژگان در این بحث نه در تحول زبانی آنها، بلکه در این واقعیت است که انسان در سنت زرتشتی در متن یک نظام کیهانی معنادار تعریف میشود نه بهعنوان موجودی منفرد و جدا از سرنوشت جهان. در متون پهلوی بهویژه بندهشن آفرینش مجموعهای منظم از موجودات و عناصر است که هر یک جایگاهی در ساختار کلی جهان دارند، انسان نیز در همین نظام قرار گرفته است؛ اما جایگاه او تنها از این واقعیت ناشی نمیشود که آفریدهٔ اهورامزداست، ویژگی تعیینکنندهٔ انسان آن است که میتواند نسبت خود را با این آفرینش انتخاب کند!
🔸️اگر انسان در جهانبینی زرتشتی موجودی است که میتواند در سرنوشت آفرینش اثر بگذارد، نمیتوان وجود او را به بدن مادیاش فروکاست؛ انسان در این سنت موجودی چندلایه است که میان جهان محسوس و ساحتی مینوی قرار دارد و هر یک از ابعاد وجود او در نسبت با کنش اخلاقی و سرنوشت وی معنا پیدا میکند، بااینحال این تصویر را نباید بهصورت یک دستگاه انسانشناسی ثابت و کامل از آغاز سنت زرتشتی تا دورهٔ ساسانی بازسازی کرد؛ زیرا مفاهیمی چون تن، روان، فروشی، خرد و دین در دورههای گوناگون دامنهٔ معنایی و کارکرد یکسانی نداشتهاند
🔸یکی از بنیادیترین ویژگیهای تصویر انسان در اندیشهٔ زرتشتی توانایی او برای گزینش میان دو جهت متعارض هستی است؛ این اختیار را بااینحال نباید به معنای آزادی مطلق و مستقل از ساختار جهان فهمید؛ در گاهان انسان در جهانی ازپیشساخته و اخلاقاً خنثی قرار ندارد، جهان دارای نظمی راستین یعنی اَشَه (Aša) است و در برابر آن نیرویی قرار دارد که با دُروج (Druj) دروغ و بینظمی پیوند مییابد؛مسئلهٔ انسان این نیست که هر چیزی را به دلخواه خود انتخاب کند، بلکه آن است که با آگاهی و تشخیص موضع خود را نسبت به حقیقت و نظم درست هستی تعیین کند.
🔸انسان در جهانبینی زرتشتی نه بیرون از نبرد کیهانی، بلکه در میانهٔ آن ایستاده است. بااینحال موقعیت او صرفاً دفاع از خویشتن در برابر شر نیست؛ انسان موجودی است که با اندیشه، تشخیص، انتخاب و کردار خود میتواند در جهت نظمآفرینش حرکت کند یا به نیروهای ویرانگر مجال گسترش دهد؛ همین توانایی است که به حضور او در جهان معنایی فراتر از زندگی فردی میبخشد
ibna.ir/x6Kjb
@ibna_official
Post #32100
100