🔳⭕حواسجمعی
🖋امیر ناظمی
⭕️ذهن حواسجمع
اغلب ما شاید گاهی کلافه میشویم از خودمان؛ درست همان موقعی که متوجه میشویم صدای دینگ دینگ زنگ موبایل یا پیامهای شبکههای اجتماعیمان حواسمان را پرت میکند و بعد بیشتر عصبانی میشویم وقتی متوجه میشویم که شاید ساعتهای عزیز عمرمان را مشغول بالا و پایین کردن صفحههای شبکههای اجتماعی و رفرش آنها هستیم.
کلافه میشویم و مثلا تصمیم میگیریم موبایلمان را پرت کنیم گوشهای یا ساعتی را تنظیم کنیم برای دیدن صفحهها؛ ولی مشکل آن است که توان رعایت این تصمیمها را نداریم و بعد دوباره برمیگردیم به همان جایی که آغاز کرده بودیم و این بار ناامیدتر از بار گذشته از خود هستیم.
کتاب «ذهن حواسجمع» همین حواسپرتی را از زاویهای دیگر نگاه کرده است؛ در حقیقت ما بیش از آنکه نیاز داشته باشیم تا ذهنمان را از حواسپرتی نجات دهیم؛ نیاز داریم به یک «حواسجمعی»!
واقعیتی که این کتاب به ما گوشزد میکند این است که حواسپرتی زمانی معنا میدهد که شما حواسجمع چیزی بوده باشید و این صداها و دینگ دینگها ذهن شما را پرت کرده باشد. در حالی که واقعا ما حواسجمع چیزی نبودهایم و بیشتر بیحوصله نشسته بودهایم جایی و منتظر که چیزی وسوسهانگیز بیاید و حواس ما را پرت کند.
این که ما دوست داریم با یک حواسپرتی جدید به جنگ حواسپرتی قدیمی برویم خودش اشتباهی فاجعهبار است.
⭕️سازمان حواسپرت
حواسپرتی البته فقط مربوط به ذهن ما نیست. یک گروه یا سازمان هم میتوانند حواسپرت باشند. بسیاری از سازمانها که مدام از یک محصول/خدمت پرتاب میشوند به یک محصول/خدمت جدیدتر، آن هم بدون اینکه محصول یا خدمت قبلیشان تکمیل شده باشد و وارد بازار شده باشد؛ آنها هم حواسپرتی دارند؛ آن هم از نوع حواسپرتی سازمانی.
برای سازمانها و استارتآپها هم آمدن فناوریهای جدید میشود یک حواسپرتی. یک روز برایشان استریمینگ مهم میشود؛ فردایش بلاکچین میآید و سازمان ما حواسش پرت میشود به این فناوری جدید. هنوز محصول یا خدمت جدید مبتنی بر فناوری جدید ارائه نشده است که فناوری بعدی میرسد و دوباره همه حواس ما پرتاب میشود مثلا به NFT.
حواسپرتی سازمانی البته بدتر از حواسپرتی فردی است؛ چون ناامیدی جمعی هم برایمان میافزاید؛ نوعی از ناامیدی که با کاهش درآمد و عدمموفقیت همنشین میشود.
⭕️دولت حواسپرت
حواسپرتی میتواند از سطح فرد و سازمان هم بزرگتر و بزرگتر شود؛ تا برسد به دولت و جامعهای حواسپرت. و البته راهحل هم در همان نکته کلیدی نهفته است: به جای نالیدن از محرکهایی که ما را حواسپرت میکنند؛ لازم است فکر کنیم به حواسجمعی!
فرض کنید همه آن دشمنانی که آرزوی مرگشان را دارید؛ مردند؛ خب فردایش چه؟ یعنی فردای آن روز پس از مرگشان قرار است چه کنید؟ چشماندازتان از یک جامعه مطلوب چیست؟
حواسپرتی دولت یعنی همین چشماندازهای کوتاهمدت و وابسته به عوامل بیرونی؛ سوال این است که منبع درونیتان چیست؟ فرض کنید اول شدید در منطقهتان؛ خب اگر شما در منطقهای ویرانشده اول شدید، آن وقت وضعیت معیشت یا زندگی شهروندان چگونه است؟
دولت حواسپرت دولتی است که نمیداند تصویرش از آن جامعه مناسب چیست. دولتی که اولویت ندارد یا دولتی که خیلی اولویت دارد، فرقی با هم ندارند؛ هر دو حواسپرت هستند.
برگردیم به همان سطح فردی. لازم نیست موبایلتان را خاموش کنید؛ لازم نیست به خودتان قول دهید که چک نمیکنید؛ بلکه کافی است برای خودتان هدف بگذارید و کارهایی را در جهت آن اهداف تعریف کنید؛ آن وقت شما ناخودآگاه سراغ موبایل و شبکههای اجتماعیتان نخواهید رفت؛ چون شما در حال تلاش برای رسیدن به آن اهداف هستید. شما به جای مقابله با حواسپرتی رفتهاید سراغ حواسجمعی!
شبکه توسعه
@I_D_Network
Post #4822
22.5K