1100 واژه برای برنامهنویسان🔥
۲۲. Variable
معنی: متغیر (مکانی برای ذخیره دادهها)
مثال:
Declare a variable to store the user's age.
«یک متغیر برای ذخیره سن کاربر اعلام کنید.»
〰️〰️〰️
۲۳. Function
معنی: تابع (بلوک کد قابل فراخوانی)
مثال:
Define a function to calculate the sum of two numbers.
«یک تابع برای محاسبه مجموع دو عدد تعریف کنید.»
〰️〰️〰️
۲۴. Parameter
معنی: پارامتر (ورودی تابع)
مثال:
The function takes two parameters: length and width.
«تابع دو پارامتر میگیرد: طول و عرض.»
〰️〰️〰️
۲۵. Return
معنی: بازگرداندن مقدار از تابع
مثال:
This function returns the result of the calculation.
«این تابع نتیجه محاسبه را بازمیگرداند.»
〰️〰️〰️
۲۶. Boolean logic
معنی: منطق بولی (کار با مقادیر true/false)
مثال:
Boolean logic is essential in conditional statements.
«منطق بولی در دستورات شرطی ضروری است.»
〰️〰️〰️
۲۷. Scope
معنی: حوزهی دسترسی متغیر
مثال:
The variable is only accessible within the function's scope.
«متغیر فقط در حوزه دسترسی تابع قابل دسترسی است.»
〰️〰️〰️
۲۸. Array
معنی: آرایه (مجموعهای از عناصر همنوع)
مثال:
Store multiple values in an array.
«چند مقدار را در یک آرایه ذخیره کنید.»
با #1100_واژه این مجموعه رو دنبال کنید ✨
🎓
آیکد | مسیر روشن برنامهنویسی
Post #15355
1.16K
- 🔥 3
- ❤ 2