پیش خودم گفتم این یه اتفاق بود اما کل زندگی همین قاعده رو داره!
✅رفاقت
اگر آرزو یا هدفی داریم، باید از کسی که قبلاً مسیر ما رو رفته کمک بگیرم. آقا سعید عین یه مربی داشت من رو هدایت میکرد به سمت هدفم! بدون کمک اون خیلی کارم سخت میشد. شایدم هیچوقت نمیشد و قیدش رو میزدم! به این فکر کردم که شماره دوستانمون تو گوشی حکم پر سیمرغ رو برای ما داره! بجای آتیش زدن پر سیمرغ، باهاشون تماس میگیریم و نجاتمون میدن! چقدر این رفاقتها ارزشمنده! چه توی زندگی شخصی و چه توی کار حرفهای!
✅امید
وقتی راه افتادم به سمت کاخ سعد آباد، مسیریاب میگفت به موقع نمیرسی! اما من با تمام وجود میخواستم برسم! مسیرهای مختلف رو امتحان کردم و حالا بدبیاری هم آوردم!
باز دیدم تو زندگی هم همینه. اگر آرزو داریم باید ادامه بدیم و تسلیم نشیم. با تمام وجود بجنگیم. به نوازندهها دقت میکردم. کسایی که عمرشون رو پای موسیقی و ساز گذاشته بودن. پیش خودم گفتم حتماً بارها از اطرافیان شنیدن که مثلاً برو دکتر شو، مهندس شو... موسیقی هم کنارش ادامه بده! اما اینا پذیرفته بودن که زندگیشون رو پای هدفشون بذارن و الان هم از نتیجهش لذت میبرن!
یادم افتاد با مدیرعامل یه شرکت بزرگ و موفق مهندسین مشاور صحبت کرده بودم، میگفت به عقب که نگاه میکنم میگم یا من خیلی دیوانه بودم یا نادان که این مسیر رو اومدم! اما الان از نتیجه راضیام! چون کاری رو میکنم که دوستش دارم!
✅شانس
من توی مسیر بدبیاری آوردم. خرابی ماشین تو محاسباتم نبود! متلاشی بودم اون لحظه. اما شانس یا معجزه یا هرچیز دیگهای که اسمش رو بذاریم به دادم رسید!
یاد مسائل شخصی و کاریم افتادم. زمانی که از خستگی و ناامیدی رمقی برای ادامه نداشتم اما همون لحظات شانس در خونمو زده بود! فهمیدم شانس برای کسیه که بخواد!
اتفاقات دیروز باعث شد تصمیم بگیرم بیشتر به ارتباطاتم بها بدم، امیدم رو به سادگی از دست ندم و بدونم شانس هم هر از گاهی به کمکون میاد!
@Hydrocivil
Instagram.com/Hydrocivil
Post #171
837
- ❤ 8
- 👍 3