مثلاً بخوام یه مثال واقعی بزنم: فنلاند.
همون کشوری که تا اسمش میاد همه میگن:
«واااو، بهترین سیستم آموزشی دنیا، خوشحالترین مردم جهان، کیفیت زندگی عالی…» 😄
همه فقط اسم قشنگ و عکسهای برفی اینستاگرامو میبینن،
ولی کسی دربارهی واقعیت زندگی روزمره کمتر حرف میزنه.
فنلاند برای یه سری آدمها فوقالعادهست، ولی برای یه سری دیگه میتونه تبدیل بشه به افسردگی خالص.
مثلاً:
زمستونهای طولانی و تاریک؛
یه جاهایی از سال واقعاً آفتاب درست حسابی نمیبینی.
برای خیلیها از نظر روحی سنگینه.
سردی روابط اجتماعی؛
برخلاف چیزی که بعضیا فکر میکنن، پیدا کردن دوست صمیمی و ارتباط عمیق اونجا راحت نیست.
ممکنه ماهها بگذره و هنوز حس غریبه بودن داشته باشی.
هزینههای بالا؛
مالیات، اجاره، خدمات، خورد و خوراک…
درآمد خوب هست، ولی خرج هم واقعاً بالاست گاهی خیلی بیشتر از درآمد.
پیدا کردن کار بدون زبان فنلاندی نیاز به معجزه داره؛
روی کاغذ همهچیز قشنگه، ولی تو خیلی از موقعیتهای شغلی، بلدنبودن زبان محلی واقعاً محدودت میکنه.
تنهایی مهاجرها؛
خیلیها مخصوصاً سال اول دچار انزوای شدید میشن.
نه خانواده هست، نه جمع ایرانی قوی مثل بعضی کشورها، نه اون هیجان اولیه بعد چند ماه باقی میمونه.
فشار روانی و سبک زندگی ساکت؛
برای کسی که به روابط گرم، رفتوآمد زیاد، شلوغی و معاشرت عادت داره، ممکنه زندگی اونجا بیش از حد سرد و ساکت باشه.
حالا این یعنی فنلاند کشور بدیه؟
نه اصلاً.
برای بعضیا دقیقاً بهشته.
ولی مسئله اینه که «کشور خوب» برای همه یکی نیست.
برای همین همیشه میگم مهاجرت رو با اسم کشور انتخاب نکنید.
ببینید کدوم کشور به شخصیت، روحیه، وضعبت مالی و وضعیت زندگی شما میخوره!
Post #1435
1.37K
اپلای علوم انسانی یکی توی این گروههای بینالمللی هست به اسم «علی مرزبلد» 😄 به قول خودش روی مرز ترکیه فعاله و همه راهها و مرزها و کشورها رو از بره. منم چندتا گروه اسپانیا دارم؛ دورهمی، نیازمندیها، دانشجویی و این داستانها. این بشر هر روز با یه آیدی جدید میاد تبلیغ میکنه…