کریسمس برای ایرانیها تو خارج
یه مفهوم بیگانهست،
اما عجیب دوستداشتنی.
نه خاطرهی کودکی داره،
نه بوی خونهی مادربزرگ،
نه دعای قبل از شام.
ولی چراغهاش آرومن،
موسیقیش مهربونه،
و انگار کسی عجله نداره.
ماها بیشتر تماشاگرای کریسمسیم تا صاحباش.
از پشت شیشهها نگاهش میکنیم؛
درختهایی که برای ما خاطره نیستن
اما دلگرمن.
آدمایی که شادن
بیاینکه لازم باشه چیزی رو توضیح بدن.
کریسمس برای ما
نه مذهبه، نه رسم؛
یه مکثه.
یه اجازهی جمعی برای نفس کشیدن
بیاینکه کسی ازت بپرسه چرا خستهای.
یه جور غربته با نور زرد.
یه تنهایی تمیز و محترم.
یه شادی قرضی
که میدونی مال تو نیست
ولی همون چند روز
گرمت میکنه.
شاید برای همینه که دوستش داریم؛
چون از ما چیزی نمیخواد.
نه خاطره،
نه ریشه،
نه توضیح.
فقط میگه
چند روز
آروم باش…
Post #1276
1.86K



- ❤ 11
- 👍 4
- 👎 2