این چند وقت انقدر درخواست قرارداد داشتیم که واقعاً آدم میمونه.
نکته عجیبش اینه که دیگه اصلاً بحث فولفاند و رزومه قوی نیست.
طرف سال شش پزشکیه، میاد میگه:
«هر رشتهای شد، کارشناسی، حتی سلففاند باشه، فقط پذیرش بگیرین برم!»
یکی دیگه میگه:
«خونهم رو فروختم، فقط دخترم بره… هر طور شده.»
نه میپرسن دانشگاه کجاست،
نه مهمه رشته چیه،
نه آینده شغلی،
نه حتی هزینه واقعی زندگی.
فقط یه جمله تکراری:
«هر طور شده.»
آدم با خودش میگه:
واقعاً کسی مونده که هنوز امید داشته ایران درست بشه؟
یا دیگه مهاجرت شده واکنش اضطراری، نه تصمیم؟
این حجم از عجله،
این بیتفاوتی نسبت به مسیر تحصیلی،
این تبدیل شدن «رفتن» به اولویت مطلق…
یه سوال جدی میسازه:
ما داریم برنامهریزی میکنیم؟
یا داریم فرار میکنیم؟
واقعاً چه خبره این روزا!
💔
Post #1243
971
- 💔 21
- 😭 11
- ❤ 3
- 👎 1