تصورم از پاییز این بود که لباسهای گرمم رو از کمد دربیارم و شمعای نارنجیم رو روشن کنم،
توی دفتر جدیدم شعرهامو بنویسم،
کتابای جدید بخونم،
سینامون رول و پای سیب درست کنم،
آنشرلی ببینم...
ولی هنوز اسبابکشی تموم نشده و منم سرماخوردم. 🤧
خدایا شکرت!
Post #4632
106
- 🕊 4
- 🌚 4