یکی از دوستان و همکاران ارزشمند بنده، جناب آقای دکتر انوش موسوی، که سالهاست در حوزه مدیریت دارای تحصیلات و مطالعات و تجربه اجرایی در خارج از کشور و هم اکنون در داخل کشور هستند، بر این مبحث، یعنی نشخوار فکری و ریشه ها و راهکارهای آن، یادداشت ارزشمندی را قلم زدند، که توصیه میکنم دوستان علاقمند چند دقیقه ای را وقت بگذارند و مطالعه نمایند.
📌📌بخش اول: قسمت های مختلف کارکردی مغز، فلسفه و منشا ذهنی و رفتاری نشخوار فکری در انسان
راجع به بررسی مساله نشخوار فکری، ابتدا باید با مدل ساختاری و کارکردی مغز بیشتر آشنا شویم. برای استفاده بهینه و کنترل هر دستگاه و وسیله ای ابتدا باید مدل کارکردی آن را کامل شناسایی کرد.
مغز و رفتارهای ما هم مستثنی از این قاعده نیستند.
خیلی از مدل های تفکری و واکنشی ما ریشه در بیولوژی اجداد ما (هوموسپین ها) دارند.
بر خلاف زندگی اجتماعی که طی ده هزار سال اخیر دستخوش تغییرات عمده ای شده، بیولوژی و مکانیزم کاری بدن و مغزی ما ثابت مانده است.
این بدان معناست که متاسفانه خیلی از مدل های غیر ارادی شخصیتی و تفکری ما به دلیل حفظ بقا مربوط به همان دوران اجدادمان (غار نشینی) است و علی رغم کاربردی نبودن و بلکه مخرب بودن رفتارها یا مدل های ذهنی و فکری مذکور، به دلیل ساختار بیولوژیکی بدن، به صورت ناخوداگاه همچنان ناگریز از این مدل های فکری و ذهنی هستیم.
📌 به همین دلیل رفتارهای منفی مثل حسادت، اجتماع گریزی، عدم اطمینان، مبحث نشخوار فکری، و بسیاری از موارد دیگر ریشه در حفظ بقا و دوره غار نشینی ما دارند.
گرفتن سهم کمتری از شکار، بی توجهی یا توجه کمتر رهبر قبیله برای ما مترادف با به مخاطره افتادن و یا از دست رفتن جانمان بود و بنابراین حسادت یک رفتار کاملا منطقی و لازم محسوب میشد . امروزه لزوما چنین نیست، منتها سیستم کارکردی مغز و هورمون های ما قدرت تمایز میان زندگی در اجتماع امروز و دیروز را ندارند!
نشخوار فکری نیز همانند حسادت و دیگر مدل های منفی ذهنی و شخصیتی ازین مورد مستثنی نیست. ذهن اجداد ما، به دلیل لزوم حفظ بقا به صورت مداوم در پی پایش محیط و رفتار دیگران بود. چرا آن فرد به من حمله کرد؟ چه نشانه ای را جهت حمله شکارچی دیر مشاهده کردم؟ چگونه ازین تهدید جلوگیری کنم؟ و غیره.
📌پس واضح هست که این مدل از پایش مغزی و افکار برای زندگی بشر در اجتماع امروز هیچ گونه لزوم و توجیهی ندارد، بلکه بسیار مخرب (از نظر ذهنی و جسمی) محسوب می شود؛ منتها مغز ما قادر به تشخیص این مساله و محدود کردن این مدل ها به صورت "خوداگاه" نیست.
📌در مورد اثرات و اسیب ها، بر اساس مطالعاتم، تجربه ۲۵ ساله کاری خودم در صنایع و زمینه های مختلف، در شرکت های داخلی و خارجی، بخش "رول مدل بودن یا الگو بودن" بسیار حایز اهمیت و در عین حال متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مدیران (و والدین) به این مساله کمتر توجه می کنند که "رفتار و احوالات آنها مورد الگو برداری و فرهنگ سازی در بین کارمندان می شود و نه گفته های انها!". کارمندان به صورت نادانسته حتی تیک های رفتاری و جملات مدیران را کپی می کنند! (حتی اگر نظر مثبت یا علاقه ای به مدیر نداشته باشند!). ازین رو اثر مخرب این رفتار چند برابر و قابل انتقال به تمامی سطوح سازمان محاسبه می شود.
Post #2674
388
راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی) 📌📌نشخوار فکری (Rumination) یک عارضه جدیست که در افراد ریشه های مختلف دارد؛ کمالگرایی؛ وسواس؛ نداشتن مهارت ارتباط جراتمندانه و قاطع، نداشتن مهارت تحمل ابهام و ....بخشی از دلایل این عارضه اند. ✴️اما نکته مهم آنست که مدیران زیادی را در مسیرهای توسعه فردی و…
- 👏 3
- ❤ 2