*
مطالعه نمی کنیم!!! اصلا مطالعه کار انسان بیکار است و قیافه روشنفکری گرفتن است!!
عجله داریم و شتاب برای درست کردن هر آنچه در سازمان و سیستممان، مدت زیادی است که خراب است!
هر گزارشی به ما می دهند به گوشه ای می اندازیم و تصورمان بر این است که گزارش و تحلیل و مستندسازی را چه به سودآوری و درآمد و ....!!!
هر وقت نمیتوانیم کاری را پیش ببریم مستقیم میرویم سر وقت کارکنان و داد میزنیم "چرا اینجا همه بیکارند!؟"
تمایلمان به کوبیدن هر کارمند باهوش و مشاور با تجربه و متخصص بروزی، که حتی کمی بیشتر از ما سرش می شود، را در کلام و رفتار کاملا نشان میدهیم !!!!
در مورد توانمندیهایمان اغراق می کنید و دروغهای ریز و درشت میگوییم!
در جلسات دائما در حال نصیحت هستیم و روایت فتح و فتوحات گذشته مان، و تا کسی صحبت میکند، صورتمان در هم می رود و به خودمان میگوییم: "کی اجازه به او دادم حرف بزند؟!!"
قبل از ایجاد پایه های یک سیستم کاری صحیح، فقط دنبال انسانهای موثر و کاربلدیم که ضعفهای ما را بپوشاند و ما کار را روی سوارشان آوار کنیم و بعد بگوییم تفویض اختیار کردیم؟!!!
به راحتی مرزهای اخلاقی و فرهنگی و کلامی را با کارکنان جنس مخالف امتحان و بعد رد میکنیم، به این بهانه که به آنها اعتماد داریم و متخصص می دانیمشان و امن ما هستند!!!!
"میل و اضطراب لحظهای" و "بی خوابی شبانه مان" دلیل تصمیماتمان است!
تا یک پیشنهادِ جدید نشنویم، به سیستمِ فعلی بدبینیم و پس از اجرایِ همان پیشنهاد و موفقیتِ آن، طوری رفتار میکنیم که گویی از ابتدا خودتمان طراحِ آن بودهایم؟!!!!!
قانع کردن سهامدار و هیات مدیره و مشتری و نهاد بالادستی و .... برایمان بسیار مهمتر است تا درمان عمیقترین زخمهای سازمان و سیستممان!!!!
عزیزان، باور بفرمایید، یک مشاور خبره و با تجربه که هیچ، یک کارمند دو سه سال سابقه هم متوجه این ناکارامدی و ناشی گری ما میشود!!!!
همه اینها فقط یک دلیل دارد: قدرت رویارویی با واقعیتهای کاری سیستممان را نداریم!
قدرت شنیدن ضعفهایمان و جزم کردن عزممان برای رفع آنها را نداریم!! گوش و چشممان بسته است و دهانمان دائما باز است!!!
راستش پول ما میتواند هر کاری بکند، ولی پول ما نمی تواند هر کاری بکند!!!*
راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#از_انتقال_تجربه_به_خلق_معنا
https://t.me/Hrbasedorg
Post #2590
388