📌فرد «معتاد بهکار» کسی است که وسواس کارکردن دارد و خودش را با کار از پای درمیآورد. یک ویژگی بارز فرد معتاد بهکار این است که بیچون و چرا باور دارد در حال «جلو زدن»، «پیشرفت» و «ترقی» است. زمان دشمن اوست، نه فقط به این دلیل که پایانپذیر است، بلکه به این دلیل که یکی از پایههای هذیان استثنا بودن (این باور که فرد تا ابد در حال پیشرفت است) را مورد تهدید قرار میدهد.
📌شیوهی زندگی فرد معتاد بهکار، وسواسی و ناکارآمد است؛ او کار میکند و پشتکار به خرج میدهد، نه به خاطر اینکه دلش اینطور میخواهد، بلکه به این دلیل که مجبور است. فرد معتاد بهکار، گاه بیرحمانه و خارج از محدودیتهای انسانی از خود کار میکشد. هنگام استراحت، هنگام اضطراب است و اغلب دیوانهوار با فعالیتی پر میشود که تصور حصول به نتیجه و دستاوردی را در او بهوجود میآورد. بنابراین، زندگی با «تبدیل شدن» یا «انجام دادن» برابر میشود؛ زمانی که به «شدن» صرف نشود جزیی از «زندگی» نیست، بلکه زمانی است که به انتظار آغاز زندگی سپری می شود.
سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه_ساخت_معنا
https://t.me/Hrbasedorg
Post #2463
250

- 👍 4
- ❤ 2