این کلبه، همان قهوهخانه یا ایوان خلوت دیروز است؛ جایی که مینشینیم و قصهها را با هم مرور میکنیم. از زندگیهای معمولی که ناگهان غیرمعمولی میشوند، از آدمهایی که شبیه خودماناند، ولی یک انتخاب، سرنوشتشان را عوض کرد.
درود به همه شما، همسفران این مسیر. من کارلو هستم و اینجا قلمروی کلمههاست..📓 بعضی داستانها از جایی شروع میشوند که نقشهها تمام میشوند. از پشت یک پنجره بارانی، از ته یک فنجان چای سرد، یا از لبه یک تصمیم که نگرفتید. اینجا، من به آن جادههای نرفته قدم میگذارم و شما را هم دعوت میکنم:(