سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
كاشكی پنجه ی من
در شب گیسوی پرپیچ تو راهی می جست
چشم من، چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
كاشكی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود...
•••
شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خاكستری بی باران پوشانده
آسمان را یكسر
ابر خاكستری بی باران دلگیر است
و سكوت تو، پس پرده خاكستری سرد كدورت،
افسوس، سخت دلگیر تر است...
•حمید مصدق•
• @HonarUmsha •