اگر هر پدیده — و مشخصاً هر کنشِ ما — معلول و شرطیِ عواملِ پیشین باشد، آیا این به معنای جبرگراییِ کامل نیست؟ بودا صراحتاً این نوع جبر را رد میکند همچنین اراده کامل را هم نمیپذیرد.
پاسخِ ساختاری و تحلیلیِ سنت بودایی به این مسئله در یک کلمه خلاصه میشود: «چِتَنا» (نیت/اراده).
چِتَنا خودش یکی از شرایطِ درونِ زنجیره است، نه چیزی بیرون از آن.
یعنی اراده ازاد و جبر یک حالت همبستگی در سنت بودایی دارند نه علت معلول.
نکتهی کلیدی اینجاست: چون چِتَنا، خودش، در «لحظهی حال»، یکی از عواملِ شکلدهندهی شرایطِ آینده است (نه صرفاً محصولِ منفعلِ گذشته)، سیستم نه جبرگراییِ سختافزارانه است (که در آن، آینده کاملاً از پیش تعیین شده و اراده صرفاً توهم است) و نه تصادفِ محض (که در آن هیچ نظمی حاکم نیست و اراده صد در صد)؛ بلکه چیزی شبیهِ آنچه فیلسوفانِ معاصر «سازگارگرایی» compatibilism مینامند:
آزادی، نه بهمعنای رهاییِ کامل از شرایط، بلکه بهمعنای توانِ مداخله در نقطهای مشخص از زنجیرهی شرطی (دقیقاً همان فاصلهی میانِ احساس و واکنشِ خودکار).
یعنی خلاصه میزان رهایی و اراده و آزادی به معنای “توانِ مداخله در نقطههای زنجیرهی شرطی” هست. توصیف اراده در آیین بودایی اینه؛ نه اینکه وسط استپهای مغولستان به دنیا بیای، بعد بری جهنم چون کار خوب نکردی!
در جهنم نمیتوان به رهایی رسید.
-ضربالمثل بودایی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🤩 #Moodi #Ahmadreza
🌷 #Historical
👑@Historical_Meme | تاریخ میم👑
