💠 چیزی که من کمبودش رو احساس کردم و تصمیم گرفتم بهش بپردازم این بود که دنبال مجموعهای بودم که این لیست از ویژگیهارو یکجا باهم داشته باشه؛
🌑 ۱. پوششدهی کافی برای ۲.۵ درصد و رتبه شدن در آزمون پرهانترنی داشته باشه؛ مسلماً در این صورت، بیس لازم برای رزیدنتی رو هم پیدا میکنم و فقط با چنتا دونه تست بیشتر، دستیاری هم رتبه میشم. یسری از مجموعهها صرفاً روی پرهانترنی تمرکز دارن، یسری صرفاً روی دستیاری و هیچ مجموعهای رو که مشخص کرده باشه فلان نکته به احتمال ۹۹ درصد صرفاً برای پرهانترنیه، فلان نکته به همین شکل برای دستیاری، و فلان نکات برای هر دو، تا این لحظه ندیدم. اما به هر حال تایم قبل پرهانترنی محدوده و انقدری تایم ندارم که قسمتیش رو به این دلیل از دست بدم.
🌒 ۲. ظاهر مناسبی داشته باشه به طوری که وقتی درس میخونم حس مثبتی به کتابم پیدا کنم نه اون حسی که به جزوات پاره پورهٔ خودمون دارم. چنتا مجموعهٔ به نسبت جدید در کشور داریم که این شاخص رو هم اعمال کردن. این ویژگی به ویژه برای کسایی اهمیت پیدا میکنه که حافظهٔ دیداری قویتر و یا شخصیت وسواسی-جبری دارن؛ حتماً چه در کوتاه مدت در امتحانات نزدیک و چه در بلند مدت در آزمون پرهانترنی و دستیاری، اثرش رو خواهند دید.
🌓 ۳. قابلیت گسترش مطلب داشته باشه و اگه بخوام بعداً در مورد یه مبحثی چیز بیشتری بدونم، بدون تغییر منبع یا سعی برای اضافه کردن نکات، صرفاً با یه هایلایت ساده، درسنامهم رو گسترش بدم؛ حالا چه بخوام درسنامهٔ پرهانترنیم رو برای دستیاری کاملتر کنم، چه اینکه بخوام چارتا نکته خارج از این آزمونا واسه کنجکاوی خودم بدونم. مسلماً مجموعههایی که صرفاً روی پرهانترنی تمرکز دارن، این شاخص رو برای دستیاری، اعمال نکردن.
🌔 ۴. تست داشته باشه دقیقاً بعد همون مبحث تا بتونم قسمتهایی رو که نمیتونم حدس بزنم چطوری قراره ازش سؤال بدن یا فک کردم فهمیدم ولی تو تستها توان انتخاب گزینه با قطعیت رو ندارم، بهتر یاد بگیرم. البته تست تکراری نداشته باشه یا اگه داره، سلکت یا نشاندار هم کرده باشه که کدوماش کافی و ضروریه که بعد اینکه درسم رو خوندم، خودم تصمیم بگیرم چنتا تست از اون مبحث بزنم و مجبور نباشم برای هر مبحثی کلی تست بزنم که اکثراً نکتهٔ تکراری دارن. در مورد تست و تست زدن، انقد حرف زیاده که بمونه برا بعد. انواع و اقسام مجموعهها رو در این زمینه داریم که کلی شاخص باحال رو اعمال کردن و میشه گفت تو این زمینه، تقریباً آموزش، اشباع شده.
🌕 ۵. یسری قسمتها که نیاز به فهمیدن داره و صرفاً با خوندن رفرنس نمیشه فهمیدشون رو برام توضیح بده؛ مثلاً یسری مکانیسمها هست که تا اونا رو درک نکنیم نمیتونیم مطالب بعدی رو به حافظه بسپریم. رفرنسها بیشتر روی این تمرکز دارن که چیزی از قلم نیفته (از اسم شون هم مشخصه) نه اینکه دنبال این باشن که مطلب رو به ما یاد بدن.
🌖 ۶. قابلیت مرورپذیری مناسبی داشته باشه. این طور نباشه که وقتی دور اول رو خوندم، حتی اگه خیلی راضی بودم، دور دوم احساس کنم که بازم انگار دور اولمه! بعضی منابع انقد حجیمن که دور اول شون رو هم نمیشه تموم کرد چه برسه به اینکه بخوایم مرورشون کنیم. این مسئله انقد مهمه که آدم حاضر میشه یه منبع خلاصه بخونه ولی بتونه مرورش کنه تا لااقل چیزی رو که خونده بتونه سر جلسه جواب بده.
🌗 ۷. برای همهی دروس، کتاب داشته باشه. نه اینکه اگه مثلاً داخلی رو داره، جراحی رو نداشته باشه. این ویژگی مخصوصاً برای کسایی که حافظهٔ دیداری قویتر و یا شخصیت وسواسی-جبری دارن اهمیت پیدا میکنه.
🌘 ۸. حجم هر درس، با اون درس متناسب باشه. نه اینکه به فرض مثال اگه میشه یه درسی رو توی چهار روز خوند، با این منبع، خوندنش دو هفته طول بکشه.