من با یکی یا حتی دوتا شبیه این چیزایی که توصیف کردی،هماتاقیم و واقعا میتونم درکت کنم که تا چه میزان اذیت کنندست برات ولی چیزی که خودم پیش گرفتم اینه که واقعا حس کنم نیست و فقط یه موجودیه که باید تحمل کنم اگه خیلی اذیتم کنه.
من و تو در حد این آدمایی نیستیم که اینطوری فکر میکنن چه تحفهٔ خاصین.
راستش این جمله داره اینطوری به نظر میاد من خیلی به خودم مغرورم ولی نه واقعا.میخوام بگم شأن و پرستیژ ما قرار نیست به خاطر اینا خدشهدار بشه و ما باید خودمونو کنترل کنیم و جوری رفتار منیم که اصلا مگه هستی؟نمیبنیمت.تموم شد؟خیلی تاثیرگذار بود.
واقعا دوتا از دوستان بهم گفتن صبا تو خیلی جالبی.در عین عصبانیتت از بقیه وقتی اونا کار بدی کردن و ما منتظریم *پاشی دعوای حسابی کنی باهاشون،فقط محیطو ترک میکنی و بعد که برمیگردی دیگه اصلا انگار نه انگار.
خیلی درست منو توصیف کردن ولی اونا هنوز نفهمیدن برای من انگار نه انگار نیست؛برای من مستقیم اتمام اون آدمه.هه.
*اینم اگه با این ادبیات نگم گیر میکنه تو گلوم:خشتکشو پاپیون کنی🎀
Post #8609
12
اتاق07درهتلترانسیلوانیا منم خیلی دلم میخواست طرف بدونه و کلا کات بای بلاک بشیم. نمیدونم چطور توصیفش کنم ولی از قصد یه حرکتهایی میزنه و حس من اینطوریه که خودش رو بهتر و برتر میدونه و انتظار داره جلوش سجده کنیم و کلی ازش تعریف کنیم. و اگه بهش چیزی بگم ناراحت میشه و من نمیخوام…