دقیقا.من حتی از اینجا هم فرار میکنم و میرم قایم میشم تو غار خودم.و اینسری سعی کردم فقط به خودم تو این مورد سخت نگیرم که آره چرا حتی تو چنلم هم نیستم و و.نیستم که نیستم.چرا باید اینقدر خودمو مجبور کنم و فشار بیارم به خودم؟
به اندازه کافی تو زمینههای مختلف فشار میارم دیگه این آدمها یا چیزایی که زمان زیادی از آشناییم باهاشون نمیگذره قرار نیست بشن اهرم فشار مضاعف به خودم.
Post #8608
10
اتاق07درهتلترانسیلوانیا اینطوری شدم انگار جایی نقطهی امن ندارم جز همین چنل که میام میگم آخرش هم میگم خب که چی؟ الان کی میاد همچین طومار بزرگ و بلند بالایی رو میخونه؟ بعد اینها چیزهایی نیستن که تو بخوای تو پابلیک بگی، سریع پاکش میکنم.