۲۵ شهریور ۱۴۰۵ | 2026/9/16
Day 71.
صبح داشتم برای مامانم از خستگی و حرصم غر میزدم که طبق معمول، چندتا پیام ساده ازش کافی بود تا آخرش بشینم و بخندم.
امروز برای چندمین بار فهمیدم مامانم تنها کسیه که وقتی عصبی، ناراحت یا خستهام، بدون اینکه کار خاصی بکنه، میتونه حالمو عوض کنه و آخرش از ته دل بخندونتم.
مامانا واقعاً یه چیز دیگهان.
امیدوارم سایهشون همیشه بالای سرمون باشه و دلِ اونایی که مامانشون رو از دست دادن، همیشه گرم یاد و خاطرهشون باشه. ❤️
Post #712
292
- ❤ 16