آمدم صبحگاه خواهرزادههام رو میبینم. سر صفشان جوک تعریف میکنن. به طور کنترلشدهای از شما بامزهترن:
- پسرم اینا چیان؟
+ موزن.
- این که بادمجانه.
+ باباشان مُرده، سیاه پوشیدن.
معلم: بگو ببینم، کمبوجیه چجور پادشاهی بود؟
شاگرد: پادشاه بدی نبود، فقط از کمبود بودجه شکایت داشت.
|نونصاد|
🌿 @Herochnl
Post #137220
5.02K
- 😁 79
- ❤ 4
- 👍 1