🔹 همسرم پابهماه بود و رفته بودیم برای معاینه و تعیین روز زایمان، برگشتنا از در نانروغنیپزی رد شدیم، همسرم هوس کرد، برگشتیم در صف ایستادیم و دو، سه نفر مانده به ما، نانوا اعلام کرد تنور آخر است و به ما نمیرسد. پیرزنی جلوی صف بود و دو تا گرفت، از دلم گذشت اگر یکی میگرفت شاید /۱
🔹 به ما هم میرسید و زن باردار هوس به دلش نمیماند. در این فکر بودم که پیرزن یکی از نانها را داد به همسرم و گفت: «روله برهی تو گرفتم، گفتم نکنه برات نمانه»، هر چه کردیم پولش را قبول نکرد. هر کجا هست خداش به سلامت داراد.
🌿 @Herochnl | وحید رنجبر
Post #135457
5.68K
- ❤ 201
- 🤩 8
- 👍 3
- 😱 3