گریه هم بر غــم این فاصلہ مرهـم نشـود
مثل یڪ قهوہ که از تلخی آن ڪم نشود
روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدے جمـــع به بغضـــم نشـود
آرزو میڪنم ای ڪاش دلش چون مویش
پیش چشم ڪسی آشفتـه و درهـم نشود
من که بیچاره شـدم ڪاش ولی هیچ دلے
گیر لحـن بـَم مــردانه ی محڪــم نشـود
شده حتی به دعا دست برآرم ڪه:”خدا!
بـــرود مشهـــد" و برگــردد و آدم نشـود
خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
مهربان تر بشــود ، تازه اگــر هم نشود؛
با من ســاده همین بـــس که مــدارا بڪــند!
عاشقم هم که نشد، خب به جهنم (!) نشود!
📣👋⬇️📣
https://t.me/harfeh_delli
Post #75
261