تن تو
چون یک فنجان شیرقهوه است
خوشرنگ و خوشعطر
و در آغوش گرفتن تو مطبوع است
چون نوشیدن یک شیرقهوه
در ساعت پنج عصر یک روز سرد زمستان.
روح تو
به گیاه هرزهای میماند
که بیپروا شاخهها و گلهای ریز خود را
به اطراف پراکنده است
من این پیالهی گرم و خوشبو را سر میکشم
و صورت خود را
در شاخ و برگهای وحشی روح تو
پنهان میکنم.
«بیژن جلالی.»
Post #38178
178