❤️️🍃❤️
#داستان_زندگی_مرجان«۱۲۴»
خونه نه در داشت
نه پنجره.....
نصف دیوارهاش هم ریخته بود
اما باز بهم
قوت قلب می داد.
یه گوشه ای پیدا کردم
و رفتم نشستم.....
نمی خواستم بخوابم...
از خوابیدن میترسیدم
نکنه دزدی
یا آدم ناجوری می اومد.
نکنه گرگ حمله میکرد
و خونه نه در داشت
نه پنجره.....
نصف دیوارهاش هم ریخته بود
اما باز بهم
قوت قلب می داد.
یه گوشه ای پیدا کردم
و رفتم نشستم.....
نمی خواستم بخوابم...
از خوابیدن میترسیدم
نکنه دزدی
یا آدم ناجوری می اومد.
نکنه گرگ حمله میکرد
و شبونه بلایی سرم می اومد.
بلایی سرم می اومد.
@hamsardarry💕💕💕
Post #98105
71

- ❤ 1