رد جنون گمشدهی کیست بر تنم؟
در آینه اسیر زمانهست؟ یا منم!؟
خلوتنشین شدم به طریقی که سالهاست
با پیرمرد داخل آیینه دشمنم
بگذار گریه مرهم دردم شود کمی
وقتی که خو گرفته سیاهی به میهنم
مثل ستارهایست که نوری به شب نداد
فرقی نداشت بودن من با نبودنم
اینبار دست پر به ملاقات من بیا!
ای مرگ! با طناب بیا دور گردنم
#احسان_محمودی
Post #617
1.18K
Forwarded from اتاق شعر اِحسان (ᴱʰˢᵃⁿ)
- ❤ 13
- 🕊 2