«وَلَيسَ هُنَاكَ مِن فَرقٍ بَينَ البَلِيغِ والرَّسَّامِ إلاَّ أنَّ هذا يَتَنَاوَلُ المَسمُوعَ مِنَ الكَلامِ، وَذلِكَ يُشَاكِلُ بينَ المَرئيِّ مِنَ الألوانِ والأشكالِ، أمَّا في غَيرِ ذلِكَ فَهُمَا سَواءٌ، فالرَّسَامُ إذا هَمَّ بِرَسمِ صُورَةٍ فَكَّرَ في الألوانِ المُلائَمَةِ لَهَا، ثُمَّ في تأليفِ هذِهِ الألوانِ بِحَيثُ تَختَلِبُ الأبصارَ وَتُثِيرُ الوِجدَانَ، وَالبَليغُ إذا أرَادَ أن يُنشِيءَ قَصيدَةً أو مَقالةً أو خُطبَةً فَكَّرَ في أجزائِها ثُمَّ دَعَا إليه مِنَ الألفاظِ وَالأسَالِيبِ أخفَّها على السَّمعِ وَأكثَرَها اتِّصَالًا بِمَوضُوعِهِ ثُمَّ أقواها أثرًا في نُفُوسِ سَامِعِيهِ وَأروَعَها جَمالًا».
«میان بلیغ و نقاش هیچ فرقی وجود ندارد، جز اینکه بلیغ با کلام سر و کار دارد، و نقاش میان مشاهداتش از رنگها و اشکال گوناگون تناسب ایجاد مینماید، و در غیر این هر دوی آنها شبیه هم هستند.
بعنوان مثال اگر نقاش تصمیم خلق یک تصویر را داشته باشد ابتدا به رنگهای مناسب فکر میکند، سپس در بکارگیری رنگها به گونهای عمل میکند که چشمها و احساسات را مجذوب کار خود گرداند.
و در مقابل شخص بلیغ اگر بخواهد قصیده، یا مقاله و یا خطبهای از خود ارائه دهد ابتدا در اجزاء آنها میاندیشد و سپس از میان الفاظ و اسالیب آنچه را بر میگزیند که بر سمع مخاطب سبک و سهل نشسته، و بیشترین ارتباط را با موضوعش داشته باشد، و مهمتر اینکه بیشترین تأثير را در اعماق جانها گذارده و از جمال و زیبایی و خلابت نیز برخوردار باشد».
✍ترجمه:
سینا وظیفهشناس
📖 من مقدمة كتاب «البلاغة الواضحة» للأستاذين علي الجارم ومصطفى أمين.
#لا_يجوز_النشر_دون_الرابط❤️
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بلاغت را با ما دنبال کنید 👇👇
@halavatolbalaghah