کِز میکنم گوشهی تختم،
ایرپاد رو توی گوشم میذارم،
صدای ستوده توی گوشم میپیچه :
چقدر غم داره دلِ صبورم، امالبنین
بغضم تبدیل به اشک میشه؛
و تنها پناهم،
حرف زدن با پسرِ امالبنین میشه ..
این دنیا بدجوری منو اذیت کرده.
شما از حالِ دلِ این دختر باخبرید؟
اومدم بگم، یادتون نره ..
قلب من تحملِ این همه درد و رنجی که مردم بهش دادن رو نداره.
اومدم بگم، یادتون نره ..
یادتون نره.
Post #33
41
هـائد حسین ستوده – پناهماُمالبنین..