مىآمدند به علیﷺ مىگفتند:
تو چرا همان متُدى را
كه معاويه به كار مىبَرد به كار نمىبرى
تا كارت پيش برود؟!
تو به فكر این باش كه كارت پيش برود،
حالا هر چه شد؛
یک جا آدم بايد پول قرض كند،
از اين بگيرد به آن بدهد؛
یک جا هم یک وعدهاى مىدهد،
دروغ هم در آمد در آمد؛
مىتوانی وعده بدهی بعد هم عمل نكنی!
تا جايى كه براى بعضیها توهم شد
كه شايد علىﷺ اين راهها را بلد نيست!
و معاويه زيرک و زرنگ تر است،
از اين رو حضرت فرمود:
وَاللهِ ما مُعاويَةُ بِادهي مِنّي
چرا اشتباه مىكنيد؟!
به خدا قسم كه معاويه از من
داهیه تر و زيرک تر نيست.
شما خيال مىكنيد که اگر من
نيرنگ به كار نمىبرم،
برای این است که راهش را بلد نيستم؟!
وَلكِنَّهُ يَغدِرُ وَ يَفجُرُ.
معاویه غدر و نيرنگ به كار مىبرد
و فسق و فجور مىكند.
وَلَولا كَراهِيهُ الغَدرِ لَكُنتُ مِن ادهَی النّاسِ.
اگر نیرنگ و فریب کراهت نداشت
آن وقت مىديديد به آن معنايى كه
شما اسمش را گذاشتهايد زرنگی،
من زيرک هستم يا معاويه؟
اما هر نيرنگى گناه است
و هر گناهى نوعى كفر و انكار حق است،
روز رستاخيز در دست هر حيلهگرى
پرچمى است كه با آن شناخته مىشود!
「حائر」 | نهجالبلاغه، خطبه۲۰۰
Post #3397
70