⛕تعریف از خود این رو درنظر نگیرید؛ ولی واقعا موافقم. کسایی که به جزئیات دقت میکنن واقعا دید متفاوتی دارن نسبت به بقیه و هرکسی نمیتونه درکشون کنه؛ مثلا چطور میشه به یکی که درکی از این چیزا نداره فهموند زمانی که غروب میشه و نور کم سوی خورشید که به نظر نارنجی…
به نظرم کسایی که به طور سالم به جزئیات دقت میکنن، گرینفلگترین و تایپترینن.
⛕همیشه حواسم هست که خانم حسینی در طول شیفتش آب زیاد بخوره و همیشه براش آب میبرم؛ چون انقدر سرش شلوغه که کاملا یادش میره
تعریف از خود این رو درنظر نگیرید؛ ولی واقعا موافقم. کسایی که به جزئیات دقت میکنن واقعا دید متفاوتی دارن نسبت به بقیه و هرکسی نمیتونه درکشون کنه؛ مثلا چطور میشه به یکی که درکی از این چیزا نداره فهموند زمانی که غروب میشه و نور کم سوی خورشید که به نظر نارنجی میاد نزدیک ساعتهای شیش بعد از ظهر وقتی از شیشهی مغازه رد میشه چقدر قشنگ روی انار و لیموها میشینه؟
یه مشتری داریم، همیشه لباس آبی میپوشه و موهای بازکات داره و برخلاف ظاهر بشدت پسرونه و خشنش همیشه لبخند روی لباشه؛ دیگه میدونم هر موقع میاد و میگه مزه میخوام یعنی باید براش ربع کیلو زیتون بزارم و ده تا لیوان یکبار مصرف
⛕از شغلم واقعا راضیام؛ با اینکه تقریبا همهی همکارهام مرد ان ولی جدی احساس امنیت دارم
خیلی رفتارشون باهام آگوجیه؛ مثلا یکی از مردها که نیروی اصلیه هر موقع میبینه دارم قفسه میچینم زیر پام صندلی میزاره، یکی دیگهشون نمیزاره چیز سنگین بلند کنم، امروز وقتی داشتم میگفتم یک روزه هیچی نخوردم نورا برام کالباس و نون آورد و خوردم، عزیز آقا هر موقع کاری رو اشتباه انجام میدم با مهربونی توضیح میده، خانم حسینی از ورزشم همش سوال میپرسه و باهام حرف میزنه، هر موقع یه کاری رو خیلی خوب و سریع انجام میدم علی آقا همش بهم میگه احسنت و باریکلا بهت دختر