چند ماه از آوردن جونگکوک به تیمارستان گذشته بود که شبی از شبهای تاریک و مخوف اون تیمارستان صدای فریادهای جونگکوک به گوش رسید :
قسمتون میدم قرصهام رو میخورم،
فقط شبها دستهام رو نبندید به تخت
شما نمیدونید وقتی میاد به خوابم و ازم میخواد که بغلش کنم و نمیتونم دستهام رو به سمتش باز کنم که دردی داره.
#handwriting
Post #48168
45