موزیک با یک لیست شروع میشه اما این فقط لیست شغلها نیست، لیست هویتهایی هست که از یک نفر انتظار میرود همزمان داشته باشه!
Therapist, mother, maid
سه نقش که هرکدام به تنهایی انرژی زیادی میخواهند. یکی باید شنوندهی دردها باشد، یکی مراقب و پرورشدهنده، و یکی مسئول انجام کارهایی که اغلب دیده نمیشوند. راوی نشان میدهد چگونه یک انسان کمکم از یک فرد به مجموعهای از وظایف تبدیل میشود. (به شدت واسم جذابه طوری که هویت ادم میتونه با وظایفش زیرسوال بره)
تغییر بین نقشهای بعدی Nymph then a virgin، nurse than a servant هم جالبه؛
انگار جامعه در دورههای مختلف، از یک زن تصویرهای متفاوتی میخواد، جذاب باشه، پاک باشه، مراقبت کنه، خدمت کند تمام لقبهای کلیشهای خطاب شونده، اما کمتر کسی میپرسه خودش چه میخواد؟
دردناکترین بخش شاید جایی باشه که میگه appendage؛ یعنی چیزی شبیه یک عضو اضافه، نه یک انسان مستقل. انگار ارزشش فقط در ارتباط با دیگری تعریف شده، نه به خاطر خودش.
و پایان ورس یک مرز مهم میذاره این عشق نیست اگر مجبورش کنی.. چون مراقبت وقتی از انتخاب و علاقه جدا بشه و تبدیل به اجبار شود، دیگر معنای محبت رو از دست میده و تبدیل به باری میشه که یک نفر به تنهایی حمل میکنه.
Post #17538
35
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕 00:03 All day, every day Therapist, mother, maid Nymph then a virgin, nurse than a servant Just an appendage, live to attend him So that he never lifts a finger Twenty-four seven, baby machine So he can live out his picket fence dreams It's not an act of love…
- 🕊 3