یادداشت امیرحسین اشراقی مدالآور طلای المپیادهای علمی نانو و سلولهای بنیادی
این روزها، علیرغم تمام دردی که از زخم مادر وطن بر دلها نشسته است، از درخشش عزیزانمان در تیمهای جهانی و نیز احقاق حق سهمیه تحصیل در رشتههای مرتبط دانشگاهی برای دستکم بخشی از فرزندان المپیادهای نوین باشگاه، پرغرور و خرسندیم؛ اما در کنار این خبرهای امیدبخش، زمزمههایی نگرانکننده از تغییر قریبالوقوع جایگاه سه رشته نانو، سلولهای بنیادی و سواد رسانهای از «المپیاد علمی» به «مسابقه ملی» به گوش میرسد.
شگفت آنکه چنین تصمیمی در حالی مطرح میشود که اهمیت این حوزهها و کارنامه بیش از یک دهه فعالیتشان بر کسی پوشیده نیست. ایران در نانوفناوری از نظر تولید دانش در شمار ۱۰ کشور برتر جهان قرار دارد و با تدوین بیش از ۱۳ استاندارد بینالمللی، رتبه چهارم را در اختیار دارد. همچنین با شکلگیری زنجیرهای پایدار از ترویج، پژوهش و صنعت، حاصل بیش از بیست سال تلاش پیوسته نخبگان، زیستبومی پویا در این حوزه ایجاد شده است که المپیاد نانو، بهعنوان حلقه نخست آن و مهمترین رویداد ترویجی، در آگاهیبخشی و شناسایی و پرورش نیروی انسانی مستعد و خلاق نقش مهمی داشته است. در سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی نیز کشورمان در شمار ۱۵ کشور برتر جهان از نظر تولید دانش قرار دارد و با تلاش پژوهشگاه رویان و دیگر مراکز و شرکتهای فعال، اخیراً در جمع ۱۰ کشور برتر تولیدکننده محصولات پیشرفته سلولی نیز قرار گرفته است. پیشبینی شده است در ده سال آینده دگرگونی عظیمی در حیطه سلامت و درمان در جهان توسط این علم رقم بخورد و ایران با افتخار در این رشته پیشرو است.این بچهها شایسته آنند که نهتنها هویت المپیادیشان حفظ و تاکید شود، بلکه سهمیه تحصیل در رشتههای مرتبط نیز برای آنان از شورای عالی انقلاب فرهنگی پیگیری و محقق شود؛ کمترین کاری که میتوان برای حمایت و تسهیل مسیر آیندهسازان این سرزمین انجام داد.
این دستاوردها نشان میدهد که نانوفناوری و پزشکی بازساختی صرفاً چند عنوان آموزشی نیستند، بلکه حوزههایی راهبردی و میانرشتهایاند که میتوانند در آینده کشور، از اقتصاد و صنعت گرفته تا علوم پزشکی، پایه و مهندسی و حتی دیپلماسی علمی، نقشی تعیینکننده داشته باشند. در کنار این دستاوردهای علمی، باید به «خانواده» شکلگرفته پیرامون این المپیادها نیز توجه کرد؛ جمعی ارزنده و اثرگذار از چندین نسل که بسیاری از آنان امروزه در شرکتهای دانشبنیان، پژوهشگاهها و مراکز علمی معتبر داخلی و خارجی مشغول فعالیتاند و شاید جرقه نخست بسیاری از این مسیرها در همان بخش عملی مسئلهمحور و منحصربهفرد مسیر این المپیادهای علمی زده شده باشد. موفقیتهای هرسالهی دانشپژوهان این رشتهها در کنکور و دانشگاه و امتداد المپیادی زیستن آنان پس از پایان دوره نیز نشان داده است که این المپیادها چگونه ذهنهایی بینرشتهای، چندبعدی و دغدغهمند پرورش میدهند.
حال اگر صرفاً به دلیل نداشتن المپیاد جهانی مرتبط که از نظر معیارهای شعاف معتبر شناخته شود، نه تنها سهمیه به این رشتهها داده نشود بلکه حتی اصل «المپیاد بودن» آنها زیر سؤال برود، آسیب تنها متوجه یک امتیاز آموزشی نخواهد بود؛ بلکه کیفیت دوره، هویت جمعی و انگیزه این خانواده علمی نیز به طور جدی تضعیف میشود و در سالهای بعد میتواند چرخهای معیوب از کاهش استقبال، افت کیفیت و در نهایت افول این رشتهها را شکل دهد. اما در برابر مسئله المپیاد جهانی، به راستی چرا باید همیشه یک گام عقبتر باشیم و منتظر بمانیم تا المپیادی در جایی از جهان شکل بگیرد و سپس به آن بپیوندیم؟ وقتی ابتکار برگزاری منظم المپیادهای ملی در این حوزهها در جهان از ایران آغاز شده است، چه بسا وقت آن باشد که خود ایران دست بر زانو بزند، المپیاد جهانی این رشتهها را برگزار کند و با تکیه بر همین خانواده، تجربه ارزشمند خود در ترویج علم و پرورش نیروی انسانی را به دیگر کشورها منتقل سازد.
در پایان از تمام دلسوزان و دستاندرکاران محترم باشگاه دانشپژوهان جوان درخواست میشود اگر به ضرورت این رشتههای راهبردی برای آینده کشور باور دارند و اگر نمیخواهند سالها تلاش و پیگیری استادان، مدالآوران و دغدغهمندان برای ساختن جامعه و هویتی علمی و امیدآفرین به یکباره بیثمر شود، از این رشتهها با جدیت پاسداری کنند. امیدآفرینی، توانمندسازی و اثرگذاری جوانان آیندهساز این مرز و بوم، چنانکه تاکنون در کارنامه این المپیادها دیدهایم، باید همچنان سرلوحه خانه المپیادیها باشد.
رهنمای راه معنی جز چراغ عقل نیست
کوش، پروین، تا به تاریکی نباشی رهسپار
| صدا، دوربین، باشگاه |
رسانهٔ مدالآوران المپیادهای علمی ایران
@yscgrad