بامداد سه شنبه (بهرام شید آریایی) دوستان عزیزم به نیکی و شادی
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۵
🍒🍏🌺🍏🍒🍏🎼🍏🍒🍏🌺🍏🍒
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقرارانند
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند
معنی لغات غزل:
نرگس: ( استعاره) چشم معشوق ، چشم خماري .
تاجدراران:شاهان، آنان كه كلاه دوازده ترك درويشان را كه تاج نام دارد بر سر مي گذارند، كنايه از صوفيان .
خراب: مست ، مست از پاي در آمده .
لعل: ( استعاره) از لب معشوق
هوشياران: غير مستان، بيداران و آگاهان .
غماز:خبر چين، نمّام ، سخن چين.
زلف دوتا: موي سر كه به دوقسمت به يكطرف صورت راست وچپ فرو افتاده باشد، زلف خميده كه به دوطرف صورت به پايين ريخته شده باشد.
يمين :جانب راست
يسار: جانب چپ
تطاول:تجاوز، گردن كشي كردن، دراز دستي ريا، ظلم وجور و تعدّي ، تصرف ناحق.
كرامت:بخشش.
عارض:چهره .
هزارانند :هزاران نفرند.
پي خجسته : خجسته پي ، مبارك قدم ، فرخ پي.
صومعه:ديرراهب و در اينجا كنايه از خانقاه است.
سياه كاران :بدكاران،ر ستمكاران، گناهكاران
خلاص:آزاد و، رها شده.
#غزل_شماره_۱۹۵
http://t.me/gonbade_davvar
Post #76085
102