بامداد آدینه (ناهیدشید آریایی) دوستان عزیزم به نیکی و شادی
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۱
🍃🍒🍃🍒🍃🍒🎼🍒🍃🍒🍃🍒🍃
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدهاست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
چون من گدای بینشان مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
شد لشکر غم بی عدد از بخت میخواهم مدد
تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او
کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند
معنی لغات غزل:
كرم: : جوانمردي ، بزرگواري .
وفاداريكند: پيمان نگه دارد.
برجاي :در حق ، دربارهيِ.
ناي:حنجره.
بانكِ ناي:آواز خوشي كه از حنجره خوش آوازي برآيد.
فرسوده :ناتوان ونابود شد، كاسته شد، عاجز شد، به ستوه آمد.
كام دل نگشود:كام دلم روا نشد.
باشدكه:شايد كه.
طُرّه:موهايي كه بروري پيشاني ريخته شود ، كنايه از زلف تابدار
طَرّاري:دزدي ، توأم با تردستي و حيله گري ، فريبكاري ، دزدي و جنگ گريز توأم با حيله گري.
پشمينه پوش :كسي كه لباس پشمينه خَشن مي پوشد ، كنايه از صوفي و زاهد.
از مستي اش رمزي بگو: از مستي عشق برايش نكته يي بيان كن.
گداي بي نشان : گداي بي نام ونشان ، گداي بي سروپا
عيشِ نهان: عيش ونوش مخفيانه ، عشقبازي محرمانه.
رندِ بازي : رندِ و لاابالي سرگردان در كوچه وبازار .
عياري: دزدي و تردستي بر رسم و شيوه عياران ، دزدي توأم با انصاف و جوانمردي .
بي عدد:بي حدّو اندازه ، خارج از حد شمارش ، بي حدو حساب.
فخر دين: افتخاردين ، لقب و عنواني كه شاعر براي مولانا بهاءالدين عبدالصمد بن عثمان بحرآبادي اسفرايني به حكم وزن شعر و ضرورت شعري و براي نام اين عارف عنوان كرده است.
#غزل_شماره_۱۹۱
http://t.me/gonbade_davvar
Post #75872
17