بامداد پنج شنبه (هرمزشید آریایی) دوستان عزیزم به نیکی و شادی
هدیه امروز حافظ شیرین سخن به شما مهربانان
دیوان حافظ غزل شماره ۱۹۰
🍃🌷🍎🌷🍃🌷🍎🌷🍃🌷🍎🌷🍃
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند
گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد
تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند
معنی لغات غزل:
كلك : ني ، قلم .
مشكين:سياهرنگ و مُشكبوي ، به مشك مركب آورده شده .
اجر:پاداش ، ثواب.
قاصد:پيك.
سلمي: زني معشوقه در ادبيات عرب ، مانند ليلي است و مجازاً به معشوق اطلاق مي شود.
گنج مراد: گنج مقصود ( اضافه تشبيهي ) و در اصطلاح صوفيه مراد مطلق به معناي مقتدا و پيشوا و در عرف محاوره به معناي آرزو و خواسته.
خراب: ويران و در اينجا به معناي از دست رفته و تباه شده و افسرده و غمزده.
خسرو شيرين: شاه شيرين حركات، خسرو عاشق شيرين .
يكساعته عمر:عمر يك ساعته ، يك ساعت زندگاني .
به رحمت:از روي بخشايش و مهرباني .
عشوه عشق تو : نازو دلربايي عشق تو ، كرشمه عشق تو .
زبنيادم برد: بنياد و اساس مرا از بين برد . اساس هستي مرا ويران كرد.
حكيمانه بنياد كر دن:مانند حكيمان عاقلانه اساس كار را بنياد نهادن .
مدحت: مدح و تحسين ، ستايش .
مستغني:بي نياز.
مشاطه :آرايشگر.
حُسن خداداد :زيبايي طبيعي ، زيبايي خدا آفريده.
#غزل_شماره_۱۹۰
http://t.me/gonbade_davvar
Post #75815
157