نکتهای که تجربهاش رو توی سیستمهای high-scale دیدم، اینه که بسیاری از این تصمیمات فقط یکبار نیستن — بلکه evolutionary هستن.
مثلاً شروع با monolith منطقیترین انتخاب برای یک سیستم جدید با domain uncertainty بالا هست، اما همون معماری با رشد traffic و team size ممکنه به bottleneck تبدیل بشه. در اون مرحله migration به microservices دیگه یک انتخاب نیست، بلکه یک forced trade-off بین developer productivity، operational complexity و scalability هست.
یا مثلاً انتخاب database: با 10K QPS شاید PostgreSQL با read replica کافی باشه، ولی با 100K+ QPS باید راجع به sharding، caching layer و eventual consistency فکر کنی. همین decision دوباره وابسته میشه به اینکه consistency requirements چقدر سختگیرانهان.
به نظرم شاید یه اصل مهم دیگه هم مثل "it depends" اینه که بدونیم چه موقع باید یک تصمیم رو revisit کنیم. این یعنی داشتن observability و metrics که نشون بدن کِی architectural constraints ما به actual bottleneck تبدیل شدن.
در تایید این پست خوب دوست عزیزم محمد نصر
https://www.linkedin.com/posts/mohammadne_%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-software-architecture-activity-7396796883618217985-GquG?utm_source=share&utm_medium=member_desktop&rcm=ACoAABKaeq4BumiQ-WRCbtW6ppzE1JdD1EBnCUQ
پی نوشت: عذرخواهی میکنم واقعا سخته فارسی کنی کلمات رو و همون معنی رو بده. من خودم انگلیسی م چندان تعریفی نداره و خدای نکرده برداشت بدی نشه. ولی واقعا سخته بعضی جاها. نگم سخته بهتره بگم سریعتره که اینطوری نوشته بشه 🙂. بازم معذرت
@gocasts
Post #749
6.59K