🔺بخشی از یادبودهای مردمی برای #سیدمحمد_حسینی
◾️ یه کارگر مرغداری ساده بود. هر روز از کرج میرفت قزوین تا بره سر کار، یه پیج اتوگالری فالو داشت فکر کردم از این کساییه که به ماشین علاقه داره. پیج اتوگالری از بالا تا پایین پستاش فقط قیمت پراید دسته دوم بود.
یه پست از تفریح و خوشگذرونی نداشت، کلا یه عکس گرفته بود تو رامسر زیرش نوشته بود ۱۳۸۵. از دوستش کادوی تولد تسبیح با دونه های سنگ تزیینی گرفته بود از خوشحالی پستش کرده بود زیرش نوشته بود داداش عزیزم دوستت دارم (با ۲۵ تا ت).
همکارش یه پست ازش گذاشت نوشت هیچ دوست نزدیکی نداشت، مادر نداشت، پدر نداشت. تو عکس پست همه دستشونو انداخته بودن گردن همدیگه، کیان یه گوشه تنها واسه خودش وایستاده بود لبخند زده بود. حتی کسی نبود جسدشو تحویل بگیره.
گاردین تو گزارشش راجع بهش نوشت به بچه های کمبضاعت و بیسرپرست رایگان ورزش رزمی تدریس میکرده. به عکست نگاه میکنم میترسم بقیه یادشون بره، خودمم یادم بره فقط همین یه پیج ازت بمونه. رامسر ۸۵ و دستبندی که یه آنلاین شاپ پولشو گرفته بود و برات نفرستاده بود.
OldLeblanc
@mamlekate
Post #1206
8.06K




