Post #4262
182
واحد امروز غلغله بود و باید بگویم هربار که میان شلوغیِ واحد مجبور میشوم کلِ مسیر را بایستم، متوجه میشوم جاذبه میتواند مرا کلهپا کند! لامصب رودربایستی و اضطراب اجتماعی نیز سرش نمیشود، یهو میبینی تو را روی چندنفر آوار کرده و تو میمانی و شرمی که دامنت را ول نمیکند. نمیدانم چندبار عذرخواهی کردم و دلم میخواست آب شوم بروم توی زمین، اما نزدیک بود چندنفر دیگر را هم بیندازم و مانندِ خودم پخشِ روی زمین کنم. موقعیت عجیبی بود و من این موقعیت را همراهِ یکی از دوستانم در مترو نیز تجربه میکنم. بندهی خدا دیگر با تعادلِ نداشتهی من ساخته و هرزمان بیرون میرویم قَیِّمم میشود. بهقولی مسئولیتم را به گردن میگیرد که کمی بیشتر زنده بمانم. و شاید اگر اکنون نفس میکشم و تایپ میکنم، جانم را مدیونِ او هستم. پریاجان خدا خیرت دهد.
- ❤ 8
- 💘 2
- 🌚 1
- 🍓 1