✍ موسی غنینژاد
تسلط انسان بر طبیعت که همیشه نسبی است، هیچ گاه دلیل بر شناخت عینی از طبیعت نیست. درست است که با پیشرفت های علمی و تکنولوژیک، شناخت انسان از طبیعت پیچیدهتر از قبل میشود و امکان به خدمت گرفتن طبیعت در جهت هدفها و امیال انسانها بیشتر فراهم میشود، اما اینها هیچ کدام به معنای نیل به حقیقت مطلق نیست. بسیاری از پیشرفتهای تکنولوژیک در دوران جدید در سایه تئوریهای مبتنی بر فیزیک نیوتونی فراهم آمد، اما همه میدانند که این تئوریها و مدلها حقیقت مطلق نداشتند و جای خود را به تئوریهای جدیدتری دادهاند. دیدگاههای انگلس و نیز مفهوم وحدت کامل تئوری و عمل گرامشی در چارچوب معرفتشناسی قدیمی ماقبل انتقادی پیش از کانت قرار دارد که طبق آن تصور میشد علم محیط بر دایره جهل است و هر چه علم بیشتر میشود دایره جهل کوچکتر شده و در نهایت، به طور منطقی محو میگردد.
اما رابطه علم و جهل در معرفتشناسی جدید درست برعکس است، یعنی جهل محیط بر دایره علم است و از این روی، هر چه دایره علم گستردهتر میشود، فصل تماس آن با جهل بیشتر میشود؛ به سخن دیگر، علم بیشتر آگاهی به جهل بیشتر است، به طوری که علم کامل یا حقیقت مطلق سرابی بیش نیست که با نزدیک شدن به آن دورتر میرود.
📚 گفتارهایی در معرفتشناسی علم اقتصاد، انتشارات مینوی خرد
🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute
Post #331
5.16K