💢
مذاکره و چند نکته 👤 محمدرضا اخضریان
از امروز دور نخست و به عبارت بهتر فاز صفر مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجی گری عمان آغاز می شود.
بسان بیشتر موضوعات سیاسی، این بار نیز دوقطبی موافقان و مخالفان در حال بزرگنمایی دیدگاه های خود در رد یا تایید اصل مذاکره و نتایج آن هستند.
در این باره ذکر چند نکته خالی از فایده نیست :
۱) هر نظام سیاسی به عنوان یک سامانه (سیستم) دارای اجزایی است که با کارکرد خود، سامانه را در دستیابی به اهداف کمک می کنند.
مهمترین رسالت هر سامانه ابتدا حفظ خود، سپس ارتقا و اصلاح خود است که در یک فرایند پیچیده دریافت درون دادها و تحلیل داده ها به صورت خروجی سامانه بروز می کند.
جمهوری اسلامی به عنوان یک سامانه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز برون دادهای خود را پس از پردازش داده ها ارایه می دهد که ممکن است با پردازش و طبعا تصمیم دیگران -در داخل سامانه یا خارج آن- متفاوت باشد.
۲) نهادهای نظامی و دیپلماتیک، اجزای یک سامانه و دو روی یک سکه برای دستیابی به اهداف اند که در یک سامانه کارآمد زیر نظر پردازشگران سامانه در کنار و امتداد هم عمل می کنند و میان آنان شکاف و دوگانگی، معنا ندارد.
۳) تلقی های جزم اندیشانه از کارکرد اجزای سامانه که دوقطبی را تقویت و تا مرز حاکمیت دوگانه امتداد می دهند یا درکی از سامانه، اهداف و کارکردهای آن ندارند یا در فرایند پردازش دچار اختلاف مبنا هستند.
۴) میان دو مفهوم "مذاکره" و "توافق" فاصله محتوایی و زمانی معناداری است که نباید نادیده گرفت. مذاکره به معنای توافق نیست بلکه تنها یک مسیر است که ممکن است منجر به یک توافق شود یا برعکس، تنش ها را افزایش دهد.
آنچه باید مورد دقت زیاد و وسواس فراوان باشد محتوای توافق است نه قالب مذاکره لذا مستقیم یا غیرمستقیم بودن قالب مذاکره اولویت نخست نیست.
۵) هدف مذاکره ایران، کاهش تحریم ها و فشارهاست. تمرکز بر هر امر حاشیه ای، اولویت های چندم است.
۶) یکی از ابزارهای طرف مذاکره، شرطی کردن اقتصاد و جامعه به مذاکره و نتایج آن است که با بالا و پایین کردن حباب قیمت ها نشانه های واهی اما اثرگذار و قابل لمس ارسال می کند. درک صحیح از این نشانه ها به درک بهتر از واقعیت کمک شایانی می کند.
۷) ادعاهای گزاف و وعده های پوچ به عنوان دستاوردهای احتمالی مذاکره همچون سرمایه گذاری های بزرگ چند هزار میلیارد دلاری در ایران در شرایطی که دولت آمریکا بزرگترین جنگ تجاری خود را برای بازگرداندن سرمایه های آمریکایی و غیرامریکایی به داخل خاک خود آغاز نموده اولا جز فریبکاری نیست ثانیا مدتها زمان نیاز است تا چنین سرمایه ای در داخل کشور جذب شود، ثالثا در صورت تحقق چنین ایده ای، با این حجم از سرمایه که چند برابر اقتصاد ایران است عملا فروش کشور به آمریکایی ها رقم می خورد، رابعا اگر بتوان جلوی خروج سرمایه های خود ایرانیان را گرفت و در داخل به تولید پرداخت، شاهکار مدیریتی رخ داده و نیازی به چنین وعده هایی نیست.
۸) ادبیات برخی منتقدان مذاکره حاکی از کوچک شماری توان طرف ایرانی در برابر طرف آمریکایی و دست بسته بودن آنان و گاه ایراد اتهامات ناروایی چون نفوذ و جاسوسی و ... است در حالی که نمایندگان ایران از بهترین فرزندان کشورند و با وجود ضعف ها و انتقادات بر عملکردهای گذشته شان نمی توان توان دیپلماتیک آنان را کوچک شمرد. ضمن اینکه در طرف مقابل نیز فردی نمایندگی آمریکا را برعهده دارد که هرگز سابقه دیپلماتیک نداشته و همین امر موجب نگرانی آمریکایی ها نیز شده است.
۹) طبق توافقات اولیه، محدوده مذاکره و توافق احتمالی، صرفا مسایل هسته ای است لذا انتظار رفع تحریم ها یا کاهش فشارها در سایر زمینه ها اساسا نادرست است و طبعا می توان انتظار داشت روابط میان ایران و آمریکا حتی با دستیابی به توافق هسته ای همچنان شکننده و تیره باشد و سرریز تحریم ها از سایر موضوعات همچنان ادامه یابد. درک این نکته به انتظارات فزاینده همگان، نظم و آرامش می بخشد.
۱۰) مذاکره یعنی معامله و داد و ستد، پس مذاکره و توافق بدون داد و ستد ممکن نیست. ایران، معامله در موضوع هسته ای را پذیرفته است، میزان و گستره آن را مذاکره و مجموع داشته های طرفین تعیین می کند. با این وصف، در صورت پایبندی آمریکا به موضوع مذاکره، دستیابی به نتیجه فوری (که زودتر از دو ماه، بعید است) قابل تصور است.
۱۱) هر مذاکره ای علاوه بر میز مذاکره دارای یک اتاق وضعیت رسانه ای است که تلاش می کند با عرضه روایت های متنوع و دست اول، بر فرایند دیپلماسی عمومی نیز اثرگذاری کند. در این چالش رسانه ای علاوه بر نظام اطلاع رسانی رسمی، سواد رسانه ای عموم جامعه نیز ضروری است.
💡 پایگاه تحلیلی گرای انقلاب
🆔
@geraa_ir🇮🇷
@geraa_plus