TGViewer
GEOLOG زمین شناسی GEOLOG زمین شناسی @geologsoftware · 5.92K subscribers
Post #571 4.21K
GEOLOG زمین شناسی 🟢 #زلزله در همچین روزی که خیلی‌ها مشغول دیدن مسابقات جام جهانی 1990 بودند، در نزدیکی شهر رودبار زلزله‌‌ای به بزرگی ۷/۴ رخ داد (۳۱خرداد ۱۳۶۹) در این #زلزله حدود ۳۵هزار نفر کشته، ۶۰هزار نفر زخمی و حدود ۵۰۰هزار نفر بی خانمان شدند ✅@Geologsoftware
‍🔻داستانی واقعی از #زلزله_رودبار

۵ سالم بود که #زلزله آمد. خیلی چیزها هنوز یادم است. خانه‌مان بالای یک رودخانه بود. خانه‌ای چوبی که دور تا دورش را باغ و مزارع گرفته بود. آن شب با صدای حیواناتی که نمی‌دانم چه بودند از خواب بیدار شدم. به حیاط رفتم. خوب یادم است نگاهم به آسمان بود. ناگهان همه چیز خراب شد. گیج ومبهوت فقط نگاه می‌کردم. بعد گریه‌ام گرفت. اگر امشب تمام شود، ۳۴ سال است که  دنبال خانه‌ای می‌گردم که آن شب از آن بیرون آمدم.

نمی‌دانم فردای همان شب بود یا چند روز بعد. فقط یادم است روز بود که چند نفری به سمتم آمدند و مرا با خود بردند در خانه‌ای که مخروبه بود.
تعداد زیادی بچه‌های همسن و سالم در آنجا بودند. مدام می‌گفتند: گریه نکنید پدر ومادرتان می‌آیند دنبالتان...
اگر امشب تمام شود  ۳۴ سال است منتظرم بیایند دنبالم. 

تا اینکه یک روز همه‌مان را که بیشتر پسر بودیم، سوار اتوبوس کردند و بردند شیراز؛ مرکز نگهداری کودکان بی‌ سرپرست شهید دستغیب. یکسالی در آنجا بودیم. نمی‌دانم چند نفر بودیم اما تعداد‌مان زیاد بود. طوری که گروهی حمام می‌کردیم. کتک خوردنمان هم گروهی بود. ردیفمان می‌کردند و بعد با خط کش می‌زدند. البته خداوکیلی شیطان هم بودیم. یکسال بعد یک روز در حمام بودم که یکی از بچه‌ها که بزرگتر بود گفت خوش به حالت پدر ومادرت آمدند... صاحب پدر و مادرشدم...
زن و شوهری اهل فیروزآباد استان فارس. من شدم فرزندخواندهه زوج بی‌فرزندی که مرا  مثل یک پدر و مادر واقعی تر و خشک کردند؛ بزرگ کردند؛  روانهٔ مدرسه‌اش کردند؛ موقع سربازی پشت سرش آب ریختند و بعد روانه خانه و زندگی‌اش کردند.
پدر ومادری که خیلی دوستشان دارم. اما من هم رویایی دارم. رویایی که ۳۴ سال است با من است و هر شب در خواب می‌شنوم که برایم لالایی می‌خواند.

"صبوری" نام فامیل  پدر خوانده‌ام است. اما میلاد اسم واقعی خودم است. این را مطمئنم. چون یادم است که همیشه مرا به همین نام صدا می‌زدند. چه کسانی صدا می‌زدند یادم نمی‌آید. پدرم  بود یا مادرم، خاله‌ام  یا مادربزرگم. اصلاً عمو و عمه دارم؟ هر وقت اینها را از پدر و مادرخوانده‌ام می‌پرسیدم، از پاسخ دادن طفره می‌رفتند.

یادم است یک روز کلاس سوم بود که داخل کمد خانه‌مان در فیروزآباد فارس، پرونده‌ای دیدم. حین خواندن مادرم فهمید و پرونده را از دستم گرفت و در آشپزخانه آتش زد. کاش نمی‌زد. از ماجرای آن پرونده تا امروز که ۳۹ سالم  است و ۱۵ سال است از ازدواجم می‌گذرد و صاحب یک پسر هستم، خبری ندارم.  چند بار دیگر از مادرم پرسیدم اما هربار گریه کرد و گفت چیزی یادم نمی‌آید. پدر هم چیز زیادی نمی‌داند. فقط می‌داند که بچه زلزله رودبارم و ۳۴ سال پیش با مجوز بهزیستی، مرا تحویل گرفتند.
پدر و مادری که هرچه خواستم برایم مهیا کردند.

دوران کودکی و جوانی خوبی را پشت سر گذاشتم. خانه‌ای بزرگ با اتاقی مجزا و لباس‌های رنگارنگ. فقط کاش حرف مردم وپچ‌پچ‌های همکلاسی‌ها و بچه‌های محل نبود. کاش نبود خاطرات گنگ قبل چهارسالگی..

۲۱ ساله بودم که برای اولین بار به رودبار رفتم .تنهای تنها. تا قبل از آن اجازه نداشتم. شمال می‌رفتیم اما رودبار و منجیل هرگز. تا اینکه در سال 85 برای اولین بار شهری را دیدم که روزی متعلق به آن بودم. خشم، تنهایی، غربت و شادی توام با گریه همه احساسی بود که در آن روز داشتم. گریه ام تمامی نداشت.
آنقدر که نفهمیدم کی به کلانتری و بعد به اداره بهزیستی شهرستان رودبار رفتم. همش هیچی به هیچی ..
بعد 10 روز برگشتم شیراز مستقیم رفتم پرورشگاه دستغیب و بعد از آن به بهزیستی استان فارس سرزدم.
به من گفتند در آن سال وظیفه تقسیم بچه‌ها بر عهده هلال احمر بود. رفتم هلال احمر استان باز هم هیچی به هیچی.
تا اینکه مدتی پیش در کانال #تلگرامی که گرداننده‌اش از اهالی رودبار است نام و نشان خود را گذاشتم. چندی پیش خانمی از همین طریق با من تماس گرفت.
هر دوی‌مان خوشحال شدیم که خواهر وبرادریم. اما نبودیم. چون خوب یادم است که بچه‌های خانه‌ای که در آن زندگی می‌کردم همگی از من کوچکتر بودند و زنی که به گمانم مادرم بود از من می‌خواست مراقبشان باشم. اما این خانم بزرگتر از من بود.
صاحب پدرومادری عاشق شدم. درس خواندم. دانشگاه رفتم. کارمند شدم. زن گرفتم و الان باهمسرم وتنها پسرم ایلیا که دنیا دنیا دوستشان دارم در گوشه‌ای از این خاک روزگارمی‌گذارنم. شاید روزی کسی مثل شما در کانال تلگرامی یا جایی دیگر پیدایم کند و بگوید هی میلاد کجایی میدانی ۳۴ سال است دنبالت می‌گردم..
▫️میلاد صبوری
✅@Geologsoftware
▫️براساس آمار ۲۵۰۰ کودک در زلزله رودبار بی‌سرپرست شدند.
  • ❤ 33
  • 👍 5
  • ⚡ 2
  • 😇 2
  • 👏 1
More from @geologsoftware
  1. Oct 16, 2026🔻افتخارآفرینی دانشکده مهندسی معدن دانشگاه تهران به گزارش زویناس در نظام رتبه‌بندی معتبر ش…
  2. Oct 9, 2026🔻رییس هیت عامل ایمیدرو: دانشکده های معدنی با خطر تعطیلی مواجه اند.. @Geologsoftware
  3. Oct 8, 2026کودکان معدنچی از معدن فروریخته تخار نجات یافتند مسئولان محلی افغانستان در ولایت تخار اعلام…
  4. Oct 8, 2026🔻دانشجویان برتر دکتری 1405 زمین شناسی اقتصادی و اکتشاف معدن ایران انتخاب شدند به گزارش زو…
  5. Oct 7, 2026🔻ثبت‌نام سومین آزمون انتخاب کارشناسان رسمی استاندارد آغاز شد 🔻( همه رشته‌ها) سازمان ملی…
  6. Oct 6, 2026مهلت ثبت نام آزمون کارشناس رسمی دادگستری تمدید شد فرصت ثبت نام: تا ۲۲ مهر ۱۴۰۵ برگزاری آزم…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →