TGViewer
گِدال گِدال @ge_dall · 25 subscribers
Post #7 240
دل مخلوق به گاهی لرزید
در دلش ولوله شد، به هوایی لرزید
با خود او گفت که خالق خشم گرفته است به من
نعمت از من بریده تلخی کرده است به من
در دلش نعمت خلق خدا را می شمرد
حسرت و آه و فغان و ظلم خدایش می شمرد
ناگه آمد او ندایی بر دلش
ناله و ناشکری کنی تو در دلش؟!
تو نبودی که فلان نعمتی داد خداوند جهانت؟!
تو نبودی که در آن روز و زمانت
دفع کرد بلا از سر، خداوند جهانت؟!
به اندک اندوه اندوهگین شدی تو در دلت؟!
نه خدای تو بود سخت و ستمکار ای مرد
نه خدای تو گرفته است به تو خشم ای مرد
ثنا گوی و عبادت کن تو حق را
که حق دارد صلاح تو نظر را
دوستت دارم و دوست داری تو من را
همین است مسلک و آیین من را

🔹گِدال
More from @ge_dall
  1. Sep 30, 2026مـیـوه، بی‌ریشه اگر باشد، به جز آزار نیست شاخِ بی‌بنیاد را جز حاصلِ بیمار نیست پیش از آن ک…
  2. Jan 4, 2026نقاب خود بینداز که من ز خود میترسم میزنی دست و پا که من ز بطالت میترسم میکنی آه و فغان که…
  3. Jan 2, 2026عالَمی ز عالَمی در شور و فغان شد سحری ز دعایش پَرِ پرواز عیان شد پر کشید از این میان، افسو…
  4. Dec 31, 2025مانند یک فیلم است تا میایی لم بدهی، با خیال راحت چایی بنوشی، که آخیش قهرمان فیلم موفق شده…
  5. Dec 3, 2025شکایت می کند طفل ز‌ تاخیر غذا به هر سویی روان است زین همه ظلم و جفا ز یادش می رود اینبار ه…
  6. Sep 9, 20251. اشعار و دلنوشته‌ها 1.1 عرفانی و معنوی (24 posts) • در محضر معبود فزون‌خواه • مدتی بود ز…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →